احادیث و سخنان

احادیث تفسیری امام رضا سوره انعام

متن حدیث
سوره الأنعام ( ۶ ) ۱- علیّ بن إبراهیم قال : حدّثنی یاسر عن الرضا علیه السلام [ فی قوله تعالی ( هو الّذی خلقکم من طین ثمّ قضی أجلاً و أجل مسمّی عنده ) ] قال : ما بعث الله نبیّاً إلّا بتحریم الخمر وأن یقرّ له بالبداء أن یفعل الله ما یشاء و أن یکون فی تراثه الکندر . ۲- البحرانی عن العیّاشی بإسناده عن هشام المشرقی قال : کتبت إلی أبی الحسن الخراسانی علیه السلام ، رجل یسأل عن معان فی التوحید ، قال : فقال لی : ما تقول : إذا قالوا لک : أخبرنا عن الله شی ء هو أم لاشی ء ؟ قال : فقلت : أنّ الله أثبت نفسه شیئاً ، فقال ( قل أی شی ء أکبر شهاده قل الله شهید بینی و بینکم ) أقول شیئاً کالاشیاء ، أو تقول : إنّ الله جسم ، فقال : و ما الّذی یضعف فیه من هذا إنّ الله جسم لا کالأجسام و لایشبهه شی ء من المخلوقین قال : ثمّ قال : إنّ للناس فی التوحید ثلاثه مذاهب ، مذهب نفی ، و مذهب تشبیه ، و مذهب
إثبات بغیر تشبیه ، فمذهب النفی لایجوز ، و مذهب التشبیه لایجوز ، و ذلک أن الله لایشبهه شی ء ، و السبیل فی ذلک الطریقه الثالثه و ذلک أنّه مثبت لایشبهه شی ء ، و هو کما وصف نفسه أحد ، صمد ، نور . ۳- العیّاشی عن الحسین بن خالد ، قال : سألت أباالحسن علیه السلام عن قول الله ( ما تسقط من ورقه إلّا یعلمها و لاحبّه فی ظلمات الأرض و لارطب و لایابس إلّا فی کتاب مبین ) . فقال : الورقه السقط یسقط من بطن أمّه من قبل أن یهلّ الولد ، قال : فقلت : و قوله ( و لاحبّه ) ؟ قال : یعنی الولد فی بطن اُمّه ، إذا أهلّ و یسقط من قبل الولاده ، قال : فقلت : قوله ( و لارطب ) ؟ قال : یعنی المضغه إذا اُسکنت فی الرحم قبل أن یتمّ خلقها قبل أن ینتقل قال : قلت : قوله ( و لایابس ) قال : الولد التامّ؛ قال : قلت ( فی کتاب مبین ) ؟ قال : فی إمام مبین . ۴- العیّاشی عن العباس بن هلال عن الرضا علیه السلام أنّ رجلا أتی عبدالله بن الحسن و هو [ إمام ] بالسباله ، فسأله عن الحجّ ، فقال له : هذاک جعفر بن محمّد قد نصب نفسه لهذا ، فأسئله ، فأقبل الرجل إلی جعفر فسأله ، فقال له : لقد رأیتک واقفاً علی عبدالله بن الحسن فما قال لک ؟ قال : سألته ، فأمرنی أن آتیک و قال : هذاک جعفر بن محمّد قد نصب نفسه لهذا
، فقال جعفرعلیه السلام : نعم أنا من الّذین قال الله فی کتابه ( اولئک الّذین هدی الله فبهداهم اقتده ) سَلْ عمّا شئت ، فسأله الرجل ، فأنبأه عن جمیع ما سأله . ۵- العیّاشی عن الحسن بن علیّ ابن بنت إلیاس قال : سمعت أبا الحسن الرضا علیه السلام یقول : إنّ الله ( جعل اللیل سکناً ) و جعل النساء سکناً ، و من السنّه التزویج باللیل و إطعام الطعام . ۶- العیّاشی عن محمّد بن الفضیل عن أبی الحسن علیه السلام فی قوله ( هو الّذی أنشأکم من نفس واحده فمستقرّ و مستودع ) قال : ما کان من الإیمان المستقرّ ، فمستقرّ إلی یوم القیامه [ أو أبداً ] و ما کان مستودعاً سلبه الله قبل الممات . ۷- العیّاشی عن صفوان قال : سألنی أبوالحسن ، و محمّد بن الخلف جالس ، فقال لی : مات یحیی بن القاسم الحذّاء ؟ فقلت له : نعم ، و مات زرعه ، فقال : کان جعفر علیه السلام یقول : ( فمستقرّ و مستودع ) فالمستقرّ قوم یعطون الإیمان و یستقرّ فی قلوبهم ، و المستودع قوم یعطون الإیمان ثمّ یسلبونه . ۸- العیّاشی عن أحمد بن محمّد قال : وقف علی أبوالحسن الثانی علیه السلام فی بنی زریق فقال لی و هو رافع صوته : یا أحمد ، قلت : لبّیک ، قال : إنّه لمّا قبض رسول الله صلّی الله علیه و آله جهد الناس علی إطفاء نور الله فأبی الله إلّا أن یتمّ نوره بأمیرالمؤمنین ، فلمّا توفی أبوالحسن جهد ابن أبی حمزه و أصحابه علی إطفاء نور
الله فأبی الله إلّا یتمّ نوره ، و إنّ أهل الحق إذا دخل فیهم داخل سرّوا به ، و إذا خرج منهم خارج لم یجزعوا علیه ، و ذلک أنّهم علی یقین من أمرهم ، و إنّ أهل الباطل إذا دخل فیهم داخل سرّوا به ، و إذا خرج منهم خارج جزعوا علیه . و ذلک أنّهم علی شکّ من أمرهم ، إنّ الله یقول ( فمستقر و مستودع ) قال : ثمّ قال : قال أبو عبدالله علیه السلام : المستقرّ الثابت ، و المستودع المعار . ۹- العیّاشی عن الأشعث بن حاتم قال : قال ذوالریاستین : قلت لأبی الحسن الرضا علیه السلام : جعلت فداک أخبرنی عمّا اختلف فیه الناس من الرؤیه ، فقال بعضهم : لایری ، فقال : یا أباالعباس من وصف الله بخلاف ما وصف به نفسه فقد أعظم الفریه علی الله ، قال الله ( لاتدرکه الأبصار و هو یدرک الأبصار و هو اللطیف الخبیر ) هذه الأبصار لیست هی الأعین ، إنّما هی الأبصار الّتی فی القلب ، لایقع علیه الأوهام ، و لایدرک کیف هو . ۱۰- البرقی عن محمّد بن عیسی ، عن أبی هاشم الجعفری ، قال : أخبرنی الأشعث بن حاتم أنّه سأل الرضا علیه السلام عن شی ء من التوحید ، فقال : ألا تقرأ القرآن ؟ قلت : نعم ، قال : اقرأ ( لاتدرکه الأبصار و هو یدرک الأبصار ) فقرأت ، فقال : ما الأبصار ؟ قلت : أبصار العین ، قال : لا ، إنّما عنی الأوهام لاتدرک الأوهام کیفیّته ، و هو یدرک کلّ فهم . ۱۱- الصدوق
عن عبدالواحد بن محمّد بن عبدوس العطّار بنیسابور سنه اثنتین و خمسین و ثلاثمائه قال : حدّثنا علیّ بن محمّد بن قتیبه ، عن حمدان بن سلیمان النیسابوری قال : سألت أباالحسن علیّ بن موسی الرضا علیه السلام عن قول الله عزّوجلّ ( فمن یرد الله أن یهدیه یشرح صدره للإسلام ) قال : من یرد الله أن یهدیه بإیمانه فی الدنیا إلی جنّته و دار کرامته فی الآخره یشرح صدره للتّسلیم للّه و الثقه به و السکون إلی ما وعده من ثوابه حتّی یطمئن إلیه ، و من یرد أن یضلّه عن جنّته ، و دار کرامته فی الآخره ، لِکُفره ، و عِصیانه له فی الدنیا ، یجعل صدره ضیّقاً حرجاً حتّی یشکّ فی کفره و یضطرب من اعتقاده قلبه ، حتّی یصیر کأنّما یصّعّد فی السّماء ، کذلک یجعل الله الرجس علی الّذین لایؤمنون . ۱۲- العیّاشی عن الحسن بن علیّ ، عن الرضا علیه السلام ، قال : سألته عن قول الله عزّوجلّ ( و آتوا حقّه یوم حصاده ) قال : الضغث و الاثنین تعطی من حضرک . ۱۳- علیّ بن إبراهیم عن أحمد بن إدریس ، عن أحمد البرقی ، عن سعد بن سعد ، عن الرضا علیه السلام [ عن قوله تعالی ( آتوا حقّه یوم حصاده ) ] قال : قلت : فإن لم یکن یحضر المساکین و هو یحصد ، کیف یصنع ؟ قال : لیس علیه شی ء . ۱۴- العیّاشی عن أحمد بن محمّد عن أبی الحسن الرضا علیه السلام یقول فی الإسراف ( فی الحصاد و الجذاذ ) أن یصّدّق الرجل بکفّیه جمیعاً و
کان أبی إذا حضر شیئاً من هذا فرأی أحداً من غلمانه تصدّق بکفّیه صاح به و قال : أعطه بید واحده ، القبضه بعد القبضه ، و الضغث بعد الضغث من السنبل .
سوره أنعام ( ۶ ) ۱- علی بن ابراهیم از یاسر ، از حضرت رضا (ع) [ در باره آیه ( او کسی است که شما را از گل خلق کرد سپس حکم کرد اجلی را که آن اجل نزد مشخص است ) ۱ ] روایت کرده است که فرمود : خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد مگر با حکم تحریم شراب ، و اعتقاد به بداء در حق خداوند که او آنچه بخواهد انجام می دهد ، و این که جزئی از میراث آن پیامبر کندر باشد۲ . ۲- بحرانی از هشام مشرقی نقل که گفت : به ابو الحسن خراسانی ( امام رضا (ع) ) نوشتم : مردی از معانی توحید سوال می کند ، راوی می گوید : حضرت فرمود : اگر از تو بپرسند : آیا خداوند عزّوجلّ شی ء است یا شی ء نیست ، چه جواب می دهی ؟ عرض کردم : خداوند عزّوجلّ خودش را شیء دانسته است آنجا که می فرماید ( بگو چه چیز در شهادت بزرگتر است ، بگو خداوند بین من و شما شاهد است ) ۳ و می گویم خداوند شی ء است اما نه چون اشیاء ( دیگر ) ، زیرا نفی شیئیت از خداوند متضمن نفی و ابطال اصل وجود اوست . حضرت به من فرمود : درست است ، آفرین . حضرت رضا (
ع ) سپس فرمود : مردم در باب توحید بر سه مذهبند : نفی و تشبیه و اثبات بدون تشبیه . مذهب نفی نارواست ، مذهب تشبیه هم ناروا و ( باطل ) است ; چرا که هیچ موجودی مانند و شبیه خدای تبارک و تعالی نمی باشد . راه درست راه سوم است : اثبات ( وجود خدا ) بدون تشبیه ( او به موجودی دیگر ) ۴ . ۳- عیاشی از حسین بن خالد روایت کرده است که گفت : از حضرت ابوالحسن (ع) درباره آیه شریفه ( هیچ برگی به زمین نمی افتد مگر آنکه خداوند از آن با خبر است و هیچ دانه ای در تاریکی شب بر روی زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی روشن است ) ۵ سؤال کردم ، فرمود : مقصود از برگ جنینی است که پیش از رسیدن کامل ، سقط شود ، عرض کردم : دانه ؟ فرمود : مقصود جنینی است که خلقت آن کامل شده باشد اما پیش از به دنیا آمدن سقط شود ، عرض کردم : تر ؟ فرمود : مقصود مضغه است آن گاه که در رحم آرام گیرد پیش از آن که خلقت آن کامل گردد و ( به مرحله بعد ) انتقال یابد . عرض کردم : خشک چیست ؟ فرمود : بچه کامل است ، عرض کردم : کتابی روشن به چه معناست ؟ فرمود : یعنی در امامی آشکار۶ . ۴- عیاشی از عباس بن هلال از حضرت رضا (ع) روایت کرده است که : مردی نزد
عبدالله حسن که در سباله [ پیشوا ] بود ، آمد و درباره حج از او سؤالاتی کرد ، عبدالله گفت : این تو و این جعفر بن محمد که متولی پاسخ دادن به این گونه سؤالات است ، برو از او بپرس ، آن مرد نزد حضرت جعفر ( صادق ) (ع) آمد و از او سؤال کرد . حضرت به او فرمود : دیدمت که در کنار عبدالله حسن ایستاده ای ، او به تو چه گفت ؟ مرد گفت : از او سؤالاتی پرسیدم ، دستور داد نزد شما بیایم ، و گفت : این تو و این جعفربن محمد که متولی پاسخ دادن به این گونه سؤالات است ، جعفر (ع) فرمود : من از آن کسانی هستم که خداوند در کتابش فرموده است ( آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده پس به راهنمایی آنها اقتدا کن ) ۷ هر چه می خواهی بپرس ، آن مرد سؤالات خود را پرسید و حضرت صادق (ع) به همه پرسشهای او پاسخ داد۸ . ۵- عیاشی از حسن بن علی بن بنت الیاس روایت کرده است که گفت : شنیدم ابوالحسن الرضا (ع) می فرماید : خداوند ( شب را مایه آرامش قرار داد ) ۹ و زنان را نیز مایه آرامش قرار داده است ، و ازدواج در شب و اطعام کردن از سنت است ۱۰ . ۶- عیاشی از محمد بن فضیل روایت کرده است که حضرت ابوالحسن (ع) درباره آیه ( او کسی است که شما را از نفس
واحدی ایجاد کرد پس مستقرّ است و عاریتی ) ۱۱ فرمود : ایمانی که مستقرّ ( ثابت و پایدار ) باشد تا روز قیامت [ یا تا ابد ] پایدار است ، و ایمانی که ناپایداری و عاریتی باشد خداوند ، پیش از مرگ صاحبش ، آن را می گیرد۱۲ . ۷- عیاشی از صفوان روایت کرده است که گفت : ابوالحسن (ع) در حالی که محمد بن خلف هم آن جا نشسته بود ، از من پرسید : یحیی بن قاسم حذاء مرد ؟ عرض کردم : آری ; زرعه هم مرد . حضرت فرمود : جعفر ( صادق ) (ع) می فرمود ( مستقرّ است و عاریتی ) ۱۳ مستقرّ قومی هستند که ایمان می آورند و این ایمان در دلهایشان ثابت و پایدار می ماند; و مستودع گروهی هستند که ایمان می آورند و سپس آن را از دلهای خود سلب می کنند۱۴ . ۸- عیاشی از احمد بن محمد روایت کرده است که گفت : حضرت علی بن موسی الرضا ابوالحسن ثانی در میان بنی زریق ایستاد و با صدای بلند مرا صدا زد و فرمود : ای احمد ! عرض کردم : بله فرمود : چون رسول خدا (ص) درگذشت مردم سعی کردن نور خدا را خاموش سازند ، اما اراده خداوند این بود که نور خود را با ( وجود ) امیرالمؤمنین کامل گرداند ، و چون ابوالحسن ( کاظم ) (ع) وفات یافت ، پسر ابی حمزه و پیروانش کوشیدند نور خدا را خاموش گردانند ، اما اراده خداوند این
بود که نور خویش را تمام گرداند . همانا پیروان حق هرگاه یکی به جمع ایشان افزوده شود از ورود او خوشحال می شوند ، و هرگاه یکی از جمعشان خارج شود از رفتنش بی تابی و ناراحتی نمی کنند; چرا که اهل حق به حقانیت خود یقین دارند . اما اهل باطل هرگاه یکی به آنان بپیوندند خوشحال می شوند و چنانچه یکی از جمع آنان خارج شود از رفتنش ناراحت می شوند; چرا که درباره خود شک و تردید دارند . خداوند می فرماید ( مستقرّ است و مستودع ) ۱۵ احمد بن محمد گوید : حضرت سپس فرمود : ابوعبدالله ( صادق ) فرموده است : مستقر یعنی ( ایمان ) ثابت و پایدار ، و مستودع یعنی ( ایمان ) عاریتی۱۶ . ۹- عیاشی از اشعث بن حاتم روایت کرده است که : ذوالریاستین گفت : به ابوالحسن الرضا (ع) عرض کردم : قربات گردم ، نظرتان را درباره اختلاف نظری که مردم راجع به رؤیت ( خداوند ) دارند بیان فرمایید; زیرا بعضیها معتقدند که ( خداوند ) دیده نمی شود . حضرت فرمود : ای ابوالعباس ، هر کس خداوند را بر خلاف وصفی که خود از خویشتن کرده است ، وصف کند هر آینه افترای بزرگی به خداوند بسته است . خداوند فرموده است ( چشمها او را درک نمی کنند اما او آنها را درک می کند و او ریز بین و آگاه است ) ۱۷ مقصود از چشمها دیده سر نیست ، بلکه دیدگان دل است . اوهام او را درک نکنند ، و
به چگونگی او پی نبرند۱۸ . ۱۰- برقی به اسنادش از محمد بن عیسی ، از ابوهاشم جعفری ، از اشعث بن حاتم روایت کرده است که گفت : از حضرت رضا (ع) راجع به چیزی درباره توحید پرسیدم ، فرمود : مگر قرآن را نمی خوانی ؟ عرض کردم : چرا ، فرمود : بخوان ( چشمها او را درک نمی کنند اما او آنها را درک می کند ) ۱۹ من خواندم . حضرت فرمود : ابصار چیست ؟ عرض کردم : چشم ، فرمود : نه ، بلکه مقصود اوهام است ، اوهام به چگونگی خداوند پی نمی برند ، اما خداوند همه افهام ( و افکار ) را درک می کند۲۰ . ۱۱- صدوق از عبدالواحد بن محمد بن عبدوس که در سال ۳۵۲ در نیشابور عطاری داشت ، از علی بن محمد بن قتیبه ، از حمدان بن سلیمان نیشابوری روایت کرده است که گفت : از حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا (ع) درباره آیه شریفه ( هر کس را خداوند اراده کرده باشد که هدایت کند سینه اش را برای اسلام گسترش می دهد ) ۲۱ سؤال کردم ، فرمود : هرکس که خداوند بخواهد او را به واسطه ایمانش در دنیا ، به سوی بهشت خود و سرای کرامتش در آخرت رهنمود شود سینه اش را برای تسلیم در برابر خداوند و اطمینان به او و اعتماد به وعده ثواب که به او داده است ، فراخ می گرداند ، و هر کس که خداوند بخواهد او را ، به واسطه کفر و
عصیانش در دنیا ، از بهشت خویش و سرای کرامتش در آخرت گمراه ( و محروم ) گرداند ، سینه او را تنگ و محدود می سازد تا در کفر خویش شک کند و اعتقاد قلبی او متزلزل گردد تا به حدی که ( از شدت فشار روحی و مضیقه روانی ) گویی در آسمان بالا می رود . خداوند اینچنین ناباوران را در پلیدی قرار می دهد۲۲ . ۱۲- عیاشی از حسن بن علی روایت کرده است که گفت : از حضرت رضا (ع) درباره آیه شریفه ( حقّش را در روز درویدنش بدهید ) ۲۳ سؤال کردم ، فرمود : یکی دو دسته ( از خوشه های درو شده ) به کسی که ( در هنگام درو محصول ) حاضر شود می دهی۲۴ . ۱۳- علی بن ابراهیم از احمد بن ادریس ، از برقی ، از سعید بن سعد ، از حضرت رضا (ع) [ درباره آیه ( حقّش را در روز درویدنش بدهید ) ] روایت کرده است که گفت : عرض کردم : اگر در هنگام درو مستمندان حاضر نشوند ، چه بکند ؟ فرمود : چیزی بر عهده او نیست ۲۵ . ۱۴- عیاشی از احمد بن محمد ، از ابوالحسن الرضا (ع) روایت کرده است که آن حضرت فرمود ( إسراف ) ۲۶ در ( صدقه دادن در هنگام ) درو کردن و چیدن محصول این است که فرد با هر دو مشتش صدقه بدهد . پدرم هر گاه در موقع درو و یا چیدن محصول ، یکی از غلامانش را می
دید که با دو مشتش صدقه می دهد فریاد می زند و می فرمود : با یک دست بده ، یک مشت یک مشت ، و یک دسته یک دسته خوشه ۲۷ .
منبع حدیث
۱- أنعام / ۲ . ۲- تفسیر قمّی ۱/ ۱۹۴ . ۳- أنعام / ۱۹ . ۴- البرهان فی تفسیر القرآن ۱/ ۵۱۹ . ۵- أنعام / ۵۹ . ۶- تفسیر عیّاشی ۱/ ۳۶۱-۳۶۲ . ۷- أنعام / ۹۰ . ۸- تفسیر عیّاشی ۱/ ۳۶۸-۳۶۹ . ۹- أنعام / ۹۶ . ۱۰- تفسیر عیّاشی ۱/ ۳۷۱ . ۱۱- أنعام / ۹۸ . ۱۲- تفسیر عیّاشی ۱/ ۳۷۱-۳۷۲ . ۱۳- أنعام / ۹۸ . ۱۴- تفسیر عیّاشی ۱/ ۳۷۲ . ۱۵- أنعام / ۹۸ . ۱۶- تفسیر عیّاشی ۱/ ۳۷۲-۳۷۳ . ۱۷- أنعام / ۱۰۳ . ۱۸- تفسیر عیّاشی ۱/ ۳۷۳ . ۱۹- أنعام / ۱۰۳ . ۲۰- محاسن ۲۳۹ . ۲۱- أنعام / ۱۲۵ . ۲۲- معانی الأخبار ۱۴۵ . ۲۳- أنعام / ۱۴۱ . ۲۴- تفسیر عیّاشی ۱/ ۳۷۷ . ۲۵- تفسیر قمّی ۱/ ۲۱۸ . ۲۶- اشاره به آیه ۱۴۱ از سوره أنعام . ۲۷- تفسیر عیّاشی ۱/ ۳۷۹ .
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *