از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت حضرت عباس (ع) – اصلا تو افریده شدی محض دلبری

اصلا تو افریده شدی محض دلبری
ای شاهکار دست خدا وه چه محشری

بالا بلند قد تو قامت قیامت و
شایسته شنیدن الله اکبری

تو یک طرف و هر چه سپاه است یک طرف
در یک کلام اینکه ابالفضل حیدری

اوج غرور دشمنتان در غلاف شد
تا دست سوی قبضه شمشیر می بری

قصد نبرد با صف دشمن نداشتی
تا مثل اب خوردن از انها سر اوری

ابرو گره نزن که زمین لرزه میشود
در زیر پات، روی هم افتند لشگری

چشمت،خودش سپاه تنومند زینب است
روز سپاه کفر ز ترس شما شب است

تازه کنار علقمه فهمیده میشود
این برق چشمها چقدر دیده میشود

زیراب چشمهای قشنگ تو را زدند
از بس شبیه تیغ درخشیده میشود

اتشفشان غیرت سنگین چشم تو
با تیرهای حرمله خشکیده میشود

حالا چقدر فاصله دار است پیکرت
با کمترین تکان تو پاشیده میشود

مثل کلاه و پرچم و دستار سبزتان
خلخال کودکان همه دزدیده میشود

اینک سه روز رفته و باقی پیکرت
مابین قبر کوچکتان چیده میشود

شرمنده ام اگر به دلت غم گذاشتم
با واژه ها برای شما کم گذاشتم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *