از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار شهادت حضرت عباس (ع) – غزل میگفت سقا دست هایش

غزل میگفت سقا دست هایش
زمین افتاد یکتا دست هایش

چگونه نشکند پشت برادر؟؟
که تن یک جا و یک جا دست هایش

فدای جان پر درد تو زهرا
که می گفتی :خدایا؟دست هایش

به حسرت عرشیان دیدند آَن روز
بغل کرده خدا را دست هایش

به گردابی ز نامردی این قوم
ز پا افتاده حتی دست هایش

اگر آن روز افتادند بر خاک
سرا پا مانده دین با دست هایش

ابالفضل آن علمدار دلاور
پناه ماست فردا دست هایش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *