از دیدگاه شعرا

اشعار محمد حسین اصفهانی در مدح عباس

معرفت این عالم فرزانه و شور و شوق جاودانه ی این اندیشمند فرهیخته،
[صفحه ۱۴۶]
او را بر آن داشته که با ژرف نگری زیبا فرزندان شهید ام البنین را به چهار رکن استوار کعبه تشبیه کرده و با سفر به چشمه ی خورشید، حرارت سوزنده ی آن را بدین داغ جانسوز تشبیه کند. برگزیده ای از این اشعار عرشی بدین گونه است:
چشمه ی خور در فلک چهارمین
سوخت ز داغ دل ام البنین
آه دل پرده نشین حیا
برده دل از عیسی گردون نشین
دامنش از لخت جگر لاله زار
خون دل و دیده روان ز آستین
مرغ دلش زار چو مرغ هزار
داده ز کف چار جوان گزین
اربعه مثل نسور الربی [۱۸۶] .
سدره نشین از غمشان آتشین
کعبه ی توحید از آن چهار تن
یافت ز هر ناحیه رکنی رکین
[صفحه ۱۴۷]
قائمه ی عرش از ایشان به پای
قاعده ی عدل از آنها متین
یاد ابوالفضل که سر حلقه بود
بود در آن حلقه ی ماتم نگین
اشک فشان سوخته جان همچو شمع
با غم آن شاهد زیبا قرین
ناله و فریاد جهانسوز او
لرزه درافکنده به عرش برین
کای قد و بالای دل آرای تو
در چمن ناز بسی نازنین
تیر کمانخانه ی بیداد زد
دیده ی حق بین تو را در کمین
چهار جوان بود مرا دل فروز
والیوم اصبحت و لا من بنین [۱۸۷] .
نام جوان مادر گیتی مبر
تذکرینی بلیوث العرین [۱۸۸] .
[صفحه ۱۴۸]
چون که دگر نیست جوانی مرا
لا تدعونی ویک ام البنین [۱۸۹] [۱۹۰] .
برگرفته از کتاب سپهسالار عشق سیری در زندگی حضرت ابوالفضل علیه السلام نوشته آقای احمد لقمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *