از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – امام عاشقان را همنشینم

امام عاشقان را همنشینم
کنیز فاطمه اُمّ البنینم

به باغ عاشقان نیلوفرم من
یتیمان علی را مادرم من

پس از زهرا علی را خانه دارم
به پای عشق او سر می سپارم

مرا نَبْوَد به جز این فخر دیگر
که خوانده زینبم یک عمر مادر

اگر در باغ قلبم یاس دارم
یلی چون حضرت عباس دارم

هر آن چه زینبم می داد یادم
به فرزندم همان تعلیم دادم

ادب را داشت از خود پاس، مردم
مدینه بود و یک عباس، مردم

دلم خوش بود عباسم جوان است
رُخش چون ماه و ابرویش کمان است

دلم خوش بود مولا را غلام است
غلام زینب من با مرام است

گذشت و کربلا آمد پدیدار
امیدم بود هر جا در پی یار

چو اختر در کنار ماه می رفت
به دنبال امامش راه می رفت

ولی افسوس یاس من خزان شد
قد سرو بهار من کمان شد

شنیدم تیغ زد بوسه به دستش
شنیدم بست پیکان چشم مستش

اگر بی دست بود اما توانش
عمود آهنین بگرفت جانش

شنیدم دستش از پیکر جدا شد
فدای روی شاه کربلا شد

الا تنها امیدم نا امیدم
خدا را شکر، کردی رو سپیدم

چه کردی ای دو عالم بی قرارت
که جایم فاطمه آمد کنارت

شاعر:سید محمد جوادی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *