از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – این صدای ناز عباسِ من است

این صدای ناز عباسِ من است
نغمه‌های راز عباسِ من است

شرحه بر بیت خموشم می‌رسد
باز تکبیرش به گوشم می‌رسد

آمده آهِ ابالفضلم به گوش
مشک دارد گه به دندان گه به دوش

ناله با این گریه‌هایم می‌کند
آمده مادر صدایم می‌کند!

من دعا بی قدر و بی حد گویمت
ای ابالفضلم خوش آمد گویمت

آمدی مادر فدای موی تو
پس چرا خاکی شده گیسوی تو؟

گو مگر روی زمین افتاده‌ای؟
گو مگر از صدر زین افتاده‌ای؟

کار مادر اشک مجنونی شده
چشم عباسم چرا خونی شده؟

چنگ خود کی پای زلفانت زده؟
تیر کین کی بر دو چشمانت زده؟

با دو دستت دست مادر را بگیر
تا کشم از چشم شهلای تو تیر

وای عباسم دو دستانت کجاست؟
بازوان همچو مردانت کجاست؟

مادرت شد سرفراز جنگ تو
علقمه شد عرصه‌ی آهنگ تو

من شنیدم از وفا و غیرتت
دور تو گردم فدای هیبتت

من شنیدم طعنه بر رشکت زدند
مادرم تا تیر بر مشکت زدند

من شنیدم بی دو دست از روی زین
ای گلم با صورت افتادی زمین

دامن زهرا سرت بگرفته است
آه! زهرا در برت بگرفته است

بانویم از غم رهایت کرده است
فاطمه مادر صدایت کرده است

حاجی من حج تو باشد قبول
اجر تو با دست زهرای بتول

آمدی این دل حزین با خود ببر
مادرت ام البنین با خود ببر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *