از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – به نام آب مطهّر شدم ،خدا را شکر

به نام آب مطهّر شدم ،خدا را شکر
به بوی عشق معطر شدم ، خدا را شکر

سِمت گرفتم و مادر شدم ، خدا را شکر
کنیز خانه ی حیدر شدم ، خدا را شکر

بنای خلقت من خدمتم در این خانه است
دلیل عصمت من خدمتم در این خانه است

به باغ عاطفه ها یاسمن طراویدم
پسر برای شه مؤتمن طراویدم

غلام ، بهر حسین و حسن طراویدم
برای غیرت و مردی ، ثمن طراویدم

خوشا به حال دلم حاصلم ابالفضل است
خوشا به حالم ابوفاضلم ابالفضل است

شَرَر نخورده پرم ، مثل سرورم زهرا
نخورده ضربه سرم مثل سرورم زهرا

نگشته خم کمرم مثل سرورم زهرا
شنیده ام پسرم مثل سرورم زهرا

به روی بازوی خود جای ضربه ها دارد
پس استخوان شکسته سر و صدا دارد

شنیدم از تن عباس من سوا شد دست
عمود روی سرش خورد ، تا جدا شد دست

همین که آخر کارش از او فدا شد دست
به روی دخترکان بی هوا رها شد دست

شنیده ام به دو چشم پر اشک خندیدند
به اشک چشم حسین و به مشک خندیدند

نبودم و سر عباس را به نی کردند
عذاب دائم خود را عوض به رِی کردند

سر مطهّر شاهی به تشت مِی کردند
زدند بر اُسرا سنگ و راه طی کردند

و من شنیدم و نالیدم و نهادم سوخت
که کاش فاطمه ، جوشن برایشان میدوخت

عزیز ، زینبم ، آخر سرت به یغما رفت ؟
شنیده ام که زِر و زیورت به یغما رفت

میان معرکه ها ، معجرت به یغما رفت
لباس بافته ی مادرت به یغما رفت

به دشت ماریه ، ای کاش جایتان بودم
بگو که مادر خوبی برایتان بودم؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *