از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – تموم افتخارمه ، که مادر شهیدم

تموم افتخارمه ، که مادر شهیدم
گفتند که دستت شد جدا،ولی خودم ندیدم

حالا روزها کنار چارتا شکل قبر خاکی
می خونم از غم های تو ، دیگه نمونده باکی

با ناله از ته دلم می خونم از مشک و علم
می خونم از دست قلم

وای پسرم وای پسرم
می خونم از چشمون تو از چشم پر پیمون تو

دردهای بی درمون تو
وای پسرم وای پسرم

وای ، نگو نشد دستت جدا که افتخارم اینه
بگن ابالفضلِ دست جدا یل ام البنینه

ام البنیم ، ولی پسر ندارم
******

حالا شبها با کوله باری از غم های سینه
با حالت شرمندگی ، میام پیش سکینه

به دست و پاش می افتم ای دختر آسمونی
می خواست برات آب بیاره نشد خودت می دونی

از غصه ها آکنده ام تا وقتی که من زنده ام
از فاطمه شرمنده ام

شرمنده ام شرمنده ام
نشد اصغر سیراب بشه از تشنگی کباب نشه

چشم رباب پر آب نشه
شرمنده ام شرمنده ام

وای ، تموم بچه هام فدا یه تار موی ارباب
اگر بازم داشتم می دادم همه رو پای ارباب

ام البنیم ، ولی پسر ندارم
شاعر: محمد حسن قمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *