از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – داغهای داغ و تازه ای عجب

داغهای داغ و تازه ای عجب

پس چرا ای مردم مردم فریب
آن‌زمان خورشید یثرب شد غریب

شد غریب و رفت مخفی در غروب
خوب خندید بر خورشید خوب

فاطمی‌ها از شما ناراضی‌اند
هاشمی‌ها از شما ناراضی‌اند

مرتضی را ترک احسان کرده ‌اید
مرتضی را تیر باران کرده‌ اید

دست مظلوم جهان را بسته ‌اید
پهلوی مظلومه را بشکسته ‌اید

ماجرای کوچه هم پای شما ست
پای حکم هیزم امضای شما ست

یاس را دیدید چون خش می ‌زدند
بیت را دیدید آتش می ‌زدند

با چهل نامرد همدل می‌ شوید
تا چهل شب مرد منزل می ‌شوید

درب می‌بندید بر روی علی
باز می‌خندید بر روی علی

این همه شاهد به نامردیتان
این همه تاریخ بی دردیتان

حال تشییع جنازه ای عجب
داغهای داغ و تازه ای عجب

قاتل ام البنین این داغهاست
مادر عباس مقتول شماست

او یکی از فاطمیّات علی است
دردمند راه و نیّات علی است

آنکه داغ چار دلبر دیده است
داغ عباسِ دلاور دیده است

مکتبش عباس پرور ، مکتبی است
مادر زینب ولی خود زینبی است

جانشین فاطمه در بیت نور
همنشین فاطمه در بیت حور

زوجه پاک امیر المؤمنین
رفت با قلب غمین ام البنین

رفت و راحت شد ز رفتار شما
آب شد از نیش گفتار شما

یثربی های خون دین سر می ‌کشید ؟
همسران مرتضی را می‌ کشید ؟

حال تشییع جنازه ای عجب
داغهای داغ و تازه ای عجب

دفع سرخیِ شقایق می ‌‌کنید
دفن آن بانوی لایق می ‌کنید

آن یکی مخفی است با قدری رفیع
این یکی مشهود در دشت بقیع

دشمنی ای طاغیان با بوتراب !
می‌رسد ای یاغیان روز حساب

ای به گلشن خار این تذهبون
راهیان نار این تذهبون

ننگ بر این روی صد رنگ شما
مرگ بر این شیوه جنگ شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *