از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – سرورم ام بنین نامش بود

سرورم ام بنین نامش بود
مزه ی غم به زیر کامش بود

دل ما مست می جامش بود
دل ما مرغ لب بامش بود

چقَدَر غم به دلش جا داده
شمس زیر قدمش افتاده

خنده هایش به روی حیدر بود
گریه هایش به روی سجاده

در دلش نور خدا بود فقط
مثلش مرغ هوا بود فقط

به درش شاه، گدا بود فقط
به ره عشق فدا بود فقط

مادر عشق بیا درکم کن
به من زار نگو ترکم کن

عاشقا، بین همه درگه ها
به پیش درگه او ، سرخم کن

غصه اش غصه ی دلدار شده
غم او هم در و دیوار شده

تا که بشنید غم زهرا را
سینه اش عاشق مسمار شده

غم عباس کمر را خم کرد
دل رنجور تو را پر غم کرد

من بنازم به وفای پسرت
روی عشاق جهان را کم کرد

قصه از ام بنین باید گفت
قصه ی عشق چنین باید گفت

که تو مست می حیدر هستی
ز تو از خلد برین باید گفت

زینب آمد به ملاقات شما
صد چو او محو کرامات شما

درون سوره ی کوثر شاید
گفته باشد ز مقامات شما

تا که خواندیم تو را زهرایی
خود به خود شد دل ما دریایی

همسرت گفت به تو در خانه
تو به عباس بگو لالایی

سروده جعفر ابوالفتحی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *