از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – شد مدتی کز تو خبر ندارم

شد مدتی کز تو خبر ندارم
جز فکر تو ، فکری به سر ندارم

فخر تو بس که خادم الحسینی
من هم جزین فخر دگر ندارم

بنشسته ام د راه انتظارت
یک دم نظر زین راه بر ندارم

عباس من عباس من کجایی؟
صبر و توان ، زین بیشتر ندارم

من ره نشین وادی بقیعم
آن طایرم ، که بال و پر ندارم

جز خواب تو ، خواب دگر نبینم
جز یاد تو شب تا سحر ندارم

چشمم ز بسکه بر تو زار بگریست
دیگر به دیده اشک تر ندارم

ای عمر من برگ و برم تو بودی
من آن شجر که برگ و بر ندارم

دیگر امید بازگشتنت را
ای جان مادر زین سفر ندارم

فرق تو و عمود آهنینی؟
من باور این قول و خبر ندارم

با من مگوئید این خبر ، خدا را
در زندگی جز او ثمر ندارم

مردم مرا ام البنین مخوانید
حالا که من دیگر پسر ندارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *