از دیدگاه شعرا, ولادت، از کودکی تا بزرگسالی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – من خادمه در خانه شاه ولایم

من خادمه در خانه شاه ولایم
جارو کش صحن و سرای مرتضایم

من امدم اینجا نه از بهر عزیزی
من آمدم در خانه حیدر کنیزی

خدمتگزار کودکان مه جبینم
من مادر عباسم و ام البنینم

در چشم خود بحری ز خون اشک دارم
من خاطری بد از فرات و مشک دارم

غم نیست گر عباس را در خون کشیدند
یا اینکه با شمشیر دستش را بریدند

چشمش اگر زخمی است این تاوان عشق است
در جنت فردوس او مهمان عشق است

گر جسم او در علقمه شد پاره پاره
شادم که زهرا کرده ماهم را نظاره

تنها غمم اینست او آبی نیاوُرد
با رفتنش امید را از خیمه ها برد

تا هست این دنیا و من زنده هستم
از مادر اصغر بسی شرمنده هستم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *