از دیدگاه شعرا, ولادت، از کودکی تا بزرگسالی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – من خاک بوس آستان مرتضایم

من خاک بوس آستان مرتضایم
وقف شما از ابتدا تا انتهایم

هم نامتان هستم ولی در شأنتان نه !
باور کن این را از تکان شانه هایم

یاسم ولی در زیر پایت پا گرفتم
سبزم از آن وقتی که باریدی برایم

ممنونتانم این من چادر نشین را
در خانه پروانه ها دادید جایم

حرف از شما که می شود یا ابریَم من
یا خیس شبنم می شود سر تا به پایم

در زیر پایت یا کنارت یا نشاید !
باور مکن بانو نمی دانم کُجایم ؟

رنگ ولعابم دادی و در یک شب تار
بر آن سپید گیسویت کردی حنایم

بانوی من ! بانوی این خانه شمائید
من نیز سرگرم کنیزی شمایم

وقتی که خدمت می کنم به کودکانت
حس می کنم بی واسطه پیش خدایم

احساسی ام اما نه تا اندازه تو
دنباله ی آه شما در کربلا یم

پیش شمائی که خودِ صاحب عزائید
غمی دیده ام ! اما کجا صاحب عزایم

شد اشک آب و غذایم آه یعنی
آب و غذای نذری این سفره هایم

من داغدار شاخه های یاس هستم
ام البنینم ، مادر عبّاس هستم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *