از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – نگاه می کند و چشم های تر دارد

نگاه می کند و چشم های تر دارد
برای ام بنین یک نفر… خبر دارد

خدا کند که مراعات سن او بشود
خبر، خبر… همه بر قلب او ضرر دارد

نخواست که بپرسد جه شد ابالفضلش!!؟
سوال بود برایش… حسین سر دارد؟

براش گفت چه شد؟ ماجرا چه بود؟ آن که
به روی آینه اش گرد از سفر دارد

تمام واقعه این بود: بین نخلستان
جماعتی سر حمله به یک نفر دارد

تمام قامت او را به باد می دهد و
بدون آن که ز چشمش، دست بر دارد

شهید می شود عباس نه!… حسین دمی
که جان سپردن عباس را نظر دارد

گذشت واقعه اما تصورش باقی ست
هنوز مرد خدا دست بر کمر دارد

ز سمت علقمه سمت خیام می آید
چرا که پیکر عباس درد سر دارد

هنوز رفتن عباس و خیمه ها باقی ست
به روی گونه ی طفلی ست شام فردا …ردّ

ز ضربه ی عجیب و غریب بی رحمی
که قصد بی ادبی با سر قمر دارد

شنید ام بنین، گفت: نام من این نیست
کسی ست ام بنین… لا اقل پسر دارد

شاعر:مجتبی کرمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *