از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت ام البنین (س) – هر روز غروب توی بقیع

هر روز غروب توی بقیع
می شکنه بغض آسمون

ستاره ها داد می زنن!
ام البنین روضه نخوون

هر روز صدای گریه هاش
می رسه تا عرش خدا

ازسوز روضه خوندنش
قیامتی میشه به پا

مدینه کربلا میشه
شهر فرشته ها میشه

آدم و یعقوبم میان
مدینه البکاء میشه

فرقی نمی کنه براش
کسی نیاد تو روضه هاش

عالمُ بر هم می زنه
بغض نشسته تو صداش

به سینه و سر می زنه
بقیع باهاش نوحه گره

دَم تمومِ نوحه هاش
“حسین غریب مادره”

رو خاکایِ سرد بقیع
صورت چار قبرکشیده

طوری-غریب حسین- میگه
انگارکه گودالُ دیده

پایِ بساط روضه هاش
عابرا گریه می کنن

بلند بلند فرشته ها
اون بالا گریه می کنن

از پسراش نشد یه بار
با کسی حرفی بزنه

زمزمه ی لبش شده
حسین من بی کفنه

طاقت نداره، کارشه
شبا می ره سئوال کنه

با گریه می خواد از رباب
عباسشُ حلال کنه

طفلی سکینه رو بگو
دل نداره نگاش کنه

روُش نمیشه مثل قدیم
ام البنین صداش کنه

شاعر:وحید قاسمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *