دیدگاه های دیگران

اهانت به علویه

بزرگی از علمای اعلام و سلسلهی جلیلهی سادات که شاید از ذکر نام شریفش راضی نباشد نقل فرمود: زمانی پدر علامهام را در خواب دیدم و پرسشها از ایشان کرده و پاسخهایی شنیدم:
۱٫ ارواحی که در عالم برزخ معذباند عذاب و سختیهای آنان چگونه است؟
در پاسخ فرمود: آنچه برای تو که هنوز در عالم دنیا هستی میتوان بیان کرد به طور مثال آن است که هرگاه در درهای از کوهستان باشی و از چهار سمت کوههای بسیار مرتفعی که هیچ توانایی بر بالا رفتن از آنها نباشد و در حال گرگی هم تو را دنبال کند و هیچ راه فراری از او نباشد.
۲٫ آیا خیراتی که در دنیا برای شما انجام دادهام به شما رسیده و کیفیت بهرهمندی شما از خیرات ما چگونه است؟
در پاسخ فرمود: بلی تمام آنها به من رسیده است و اما کیفیت بهرهمندی از
[صفحه ۱۱۲]
آنها را هم به ذکر مثالی برای شما بیان میکنم:
هر گاه در حمام بسیار گرم پر از جمعیتی باشی که در اثر کثرت تنفس و بخار و حرارت، نفس کشیدنت سخت باشد در آن حال، گوشهی در حمام باز شود و نسیم خنک به تو برسد چه قدر شاد و راحت و آزاد میشوی؟! چنین است حال ما هنگام رسیدن خیرات شما.
۳٫ چون پدرم را سالم و منور دیدم و تنها لبهای او زخمدار و آلوده به چرک و خون بود از آن مرحوم سبب زخم بودن لبهایش را پرسیدم و گفتم اگر کاری از دست من برمیآید برای بهبودی لبهای شما بفرمایید تا انجام دهم.
در پاسخ فرمود: تنها علاج آن به دست علویه مادر شماست، زیرا سبب آن اهانتی بود که در دنیا با وی میکردم و چون نامه سکینه است هر وقت او را صدا میزدم خانم «سکو» میگفتم و او رنجیده خاطر میشد، و اگر بتوانی او را از من راضی کنی امید بهبود است.
ناقل محترم فرمود: این مطلب را به مادرم گفتم در جواب گفت: بلی، پدر شما هر وقت مرا صدا میزد از روی تحقیر میگفت: خانم «سکو» و من سخت ناراحت میشدم ولی اظهار نمیکردم و به احترام ایشان چیزی نمیگفتم و چون فعلا گرفتار و ناراحت است او را حلال کرده و از او راضی هستم و از صمیم قلب برایش دعا میکنم. [۷۲] .
[صفحه ۱۱۴]
بر گرفته از کتاب چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای علی ربانی خلخالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *