احادیث و سخنان

حدیث گفتن حی علی خیر العمل

ما به پیروی از پیشوایان معصوم (ع) «حی علی خیر العمل» را جزء اذان و اقامه میدانیم و اذان و اقامه را بدون آن باطل میشماریم. جزء بودن این فصل در اذان و اقامه در میان فقهای شیعه اجماعی است. [۴۱] .
ولی اهل سنت به پیروی از پیشوایان غیر معصوم خود آن را ترک میکنند و گفتنش را حرام و یا مکروه میدانند و میگویند: حی علی خیر العمل جزء اذان و اقامه نیست و نباید آن را در میان فصلهای اذان و اقامه گفت. [۴۲] از نظر شیعه هیچ تردیدی نیست که اذان و اقامه در اسلام با این فصل تشریع شده و ترک آن موجب بطلان اذان و اقامه میباشد. [۴۳] ولی در این جا این مسئله را از نظر اهل سنت مورد مطالعه قرار میدهیم:
خوشبختانه این مسئله از نظر اهل سنت هم مورد پذیرش است که اذان و اقامه، همراه با حی علی خیر العمل تشریع شده است ولی آنها به پیروی از خلیفه دوم این فراز را از اذان و اقامه حذف کردهاند.
دهها نفر از دانشمندان اهل سنت در کتابهای حدیث، تاریخ و عقاید نقل کردهاند که روزی عمر بن خطاب بر فراز منبر قرار گرفت و چنین گفت: «سه چیز در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) حلال بود که من آنها را نهی کرده و آنها را حرام میکنم! و هر کس مرتکب آنها بشود عقاب و تعزیر میکنم! آنها
[صفحه ۴۲]
عبارتند از:
متعه (ازدواج موقت)
تمتع در حج
گفتن علی خیر العمل. [۴۴] .
روی این بیان هیچ تردیدی نمیماند که حی علی خیر العمل در عهد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در اذان و اقامه گفته میشد ولی عمر بن خطاب آن را از اذان و اقامه برداشت و گفت هر کس مرتکب آن شود وی را تعزیر شرعی میکنم.
قوشجی از طرف خلیفه عذر میآورد که او فقیه بود و فقیه میتواند بر اساس اجتهاد خود عمل کند، اگرچه با اجتهاد دیگران مخالف باشد! [۴۵] .
بدیهی است اولا هیچ گاه فقیه حق ندارد در مقابل نص پیامبر (صل الله علیه و آله) اجتهاد کند، ثانیا فقیه بودن خلیفه برای ما ثابت نشده است، علاوه، ما یقین داریم که این کار به انگیزه اختلاف در اجتهاد نبوده است و باید انگیزه آن را در جای دیگری جستجو کرد که برخی از علمای تسنن به آن اشاره کردهاند.
هنگامی که مردم دیدند که جانشین بلافصل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خانهنشین شد و دیگران بر تخت خلافت تکیه دادهاند، متوجه شدند که این حکومت، مشروع نیست. در نتیجه به دعوتهای این حکومت به جنگ ترتیب اثر نمیدادند و آن را نوعی کشورگشایی به حساب میآوردند، از این رو خلیفه
[صفحه ۴۳]
میکوشید به هر نقشهای که هست مردم را برای جنگ و به اصطلاح جهاد به مردم گوشزد شود و از عبادتهای دیگر کمتر بحث شود، که خود عمر به این سیاست اعتراف کرده است.
ابوحنیفه، ابویوسف قاضی و دیگر علمای اهل سنت میگویند در عهد پیامبر (صل الله علیه و آله) و ابوبکر و نیز مدتی از عهد عمر، در اذان «حی علی خیر العمل» گفته میشد ولی بعدا عمر گفت: میترسم اگر همواره در اذان این جمله گفته شود مردم به نماز روی بیاورند و جهاد را ترک کنند! آن گاه دستور داد که حی علی خیر العمل گفته نشود. [۴۶] عین همین بیان از امام باقر و امام صادق ((ع)) نیز نقل شده است. [۴۷] .
از ابن عباس پرسیدند: چرا عمر حی علی خیر العمل را از اذان حذف کرد؟ گفت: برای آنکه مردم خیلی به نماز روی نیاورند و جهاد فراموش نشود! [۴۸] .
تفتازانی در حاشیهاش بر شرح عضد مینویسد: حی علی خیر العمل در عهد پیامبر (صلی الله علیه و آله) ثابت بود و عمر دستور داد از آن پرهیز کنند، زیرا میترسید که مردم از جهاد رویگردان بشوند و به نماز تکیه کنند! [۴۹] .
آن چه مسلم است این است که موذن رسمی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) جناب بلال همواره در اذان «حی علی خیر العمل» را نیز دو بار گفت. [۵۰] .
سید مرتضی علم الهدی میفرماید: اهل سنت خود معترفند زمان رسول
[صفحه ۴۴]
اکرم (صلی الله علیه و آله) «حی علی خیر العمل» در اذان گفته میشد ولی برخی از آنها ادعا کردهاند که در عهد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نسخ شده است. [۵۱] .
علی رقم این همه تلاش عمر و پیروان او، باز هم جمعی از اصحاب و تابعین، حی علی خیر العمل را ترک نکردند و در اذان و اقامه به آن مداومت کردند، که از جمله آنها «عبدالله» پسر عمر است. مالک بن انس، لیث بن سعد، محمد بن سیرین، نسر بن ذعلوق، عبدالرزاق و ابن شیبه، هر یک به سند خود از «عبدالله بن عمر» نقل میکنند که در اذان و اقامه «حی علی خیر العمل» میگفت. [۵۲] .
بیهقی، طبری و دیگران به سندهای مختلف از «سهل بن حنیف» نقل کردهاند که او نیز به «حی علی خیر العمل» مداومت داشت. [۵۳] تنوخی از ابوالفرج نقل میکند که در زمان او حی علی خیر العمل را در اذانها میگفتند. [۵۴] .
قاضی نورالله شوشتری در «مجالس» نقل میکند که صلاحالدین ایوبی در سال ۵۷۰ پایههای حکومت خود را بر مصر محکم ساخت، سپس به تسخیر بلاد شام همت گماشت و به این منظور به شامات آمد و در نزدیکی حلب اردو زد. استاندار حلب در خود یارای مقاومت ندید. مردم حلب را گرد آورد و با آنها اظهار محبت و خوشرفتاری کرد و آنها را به جنگ با صلاحالدین ایوبی تشویق نمود. مردم حلب برای قبول پیشنهاد او شرایطی را مطرح کردند که یکی از آنها
[صفحه ۴۵]
اعاده «حی علی خیر العمل» به اذان بود. استاندار این شرطها را پذیرفت و مردم حلب با او پیمان بستند که از او دفاع کرده و با صلاحالدین نبرد کنند. [۵۵] .
جالب توجه است که در سنن بیهقی و دیگر منابع اهل سنت از امام زینالعابدین ((ع)) روایت شده است که در اذان «حی علی خیر العمل» را میگفت و میفرمود: «این اذان اول است» یعنی اذان صدر اسلام و اذان تحریف نشده زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله). [۵۶] .
حلبی نقل میکند که در دولت آل بویه، شیعیان «حی علی خیر العمل» را در اذان میگفتند ولی هنگامی که سلجوقیان به قدرت رسیدند به شدت از آن جلوگیری کردند و به جای آن در اذان «الصلاه خیر من النوم» را رواج دادند، و این در سال ۴۴۸ اتفاق افتاد. [۵۷] .
بر گرفته از کتاب چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای علی ربانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *