احادیث و سخنان

حدیث سلسله الذهب امام رضا

حدیث سلسله الذهب
متن حدیث
۱- ابن المتوکّل عن علیّ عن أبیه عن یوسف بن عقیل عن إسحاق بن راهویه قال : لمّا وافی أبوالحسن الرضا علیه السلام نیسابور و أراد أن یرحل منها إلی المأمون اجتمع إلیه أصحاب الحدیث فقالوا له : یا بن رسول الله ترحل عنا و لاتحدّثنا بحدیث فنستفیده منک ، و قدکان قعد فی العماریه ، فأطلع رأسه و قال : سمعت أبی موسی بن جعفر یقول : سمعت أبی جعفر بن محمد یقول : سمعت أبی محمّد بن علیّ یقول : سمعت أبی علیّ بن الحسین یقول : سمعت أبی الحسین بن علیّ یقول : سمعت أبی أمیرالمؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه السلام یقول : سمعت رسول الله صلّی الله علیه و آله یقول : سمعت جبرئیل علیه السلام یقول : سمعت الله عزّوجلّ یقول : لا إله إلّا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من
عذابی ، فلمّا مرّت الراحله نادانا : بشروطها و أنا من شروطها۱ . ۲- أبو الحسین محمّد بن علیّ بن الشاه الفقیه بمروالروذ قال : حدّثنا أبو بکر محمد بن عبد الله النیسابوری قال : حدّثنا أبو القاسم عبد الله بن أحمد بن عباس الطائی بالبصره قال : حدّثنی أبی فی سنه ستین و مائتین قال : حدّثنی علیّ بن موسی الرضا علیه السلام سنه أربع و تسعین و مائه قال : حدّثنی أبی موسی بن جعفر قال : حدّثنی أبی جعفر بن محمد قال : حدّثنی أبی محمّد بن علیّ قال : حدّثنی أبی علیّ بن الحسین قال : حدّثنی أبی الحسین بن علیّ قال : حدّثنی أبی علیّ بن أبی طالب علیه السلام قال : قال : رسول الله صلّی الله علیه و آله یقول الله جلّ جلاله : لاإله إلّا الله حصنی فمن دخله أمن من عذابی۲ . ۳- أبو سعید محمد بن الفضل بن محمد بن إسحاق المذکر النیسابوری بنیسابور قال : حدّثنی أبو علیّ الحسن بن علیّ الخزرجی الأنصاری السعدی قال : حدّثنا عبد السلام بن صالح أبو الصلت الهروی قال : کنت مع علیّ بن موسی الرضا علیه السلام حین رحل من نیسابور ، و هو راکب بغله شهباء ، فإذا محمّد بن رافع و أحمد بن حرب و یحیی بن یحیی و إسحاق بن راهویه و عدّه من أهل العلم قد تعلقوا بلجام بغلته فی المربّعه فقالوا : بحق آبائک المطهرین حدّثنا بحدیث قد سمعته من أبیک فأخرج رأسه من العماریه و علیه مطرف خز ذو وجهین و قال : حدّثنی أبی العبد الصالح موسی بن جعفر قال
: حدّثنی أبی الصادق جعفر بن محمد قال : حدّثنی أبی أبو جعفر محمّد بن علیّ باقر علم الأنبیاء قال : حدّثنی أبی علیّ بن الحسین سید العابدین قال : حدّثنی أبی سید شباب أهل الجنه الحسین قال : حدّثنی أبی علیّ بن أبی طالب علیه السلام قال : سمعت النبیّ صلّی الله علیه و آله یقول : قال الله جلّ جلاله : إنّی أنا الله لاإله إلّا أنا فاعبدونی ، من جاء منکم بشهاده أن لاإله إلّا الله بالإخلاص دخل فی حصنی و من دخل فی حصنی أمن من عذابی۳ . ۴- محمد بن موسی بن المتوکل رضی الله عنه قال : حدّثنا أبو الحسین محمد بن جعفر الأسدی قال : حدّثنا محمد بن الحسین الصوفی قال : حدّثنا یوسف بن عقیل عن إسحاق بن راهویه قال : لما وافی أبوالحسن الرضا علیه السلام بنیسابور و أراد أن یخرج منها إلی المأمون اجتمع إلیه أصحاب الحدیث فقالوا له : یابن رسول الله ترحّل عنّا و لاتحدّثنا بحدیث فنستفیده منک ، و کان قدقعد فی العماریه ، فأطلع رأسه و قال : سمعت أبی موسی بن جعفر یقول : سمعت أبی جعفر بن محمد یقول : سمعت أبی محمّد بن علیّ یقول : سمعت أبی علیّ بن الحسین یقول : سمعت أبی الحسین بن علیّ بن أبی طالب علیهما السلام یقول : سمعت أبی أمیرالمؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه السلام یقول : سمعت رسول الله صلّی الله علیه و آله یقول : سمعت جبرئیل علیه السلام یقول : سمعت الله جل جلاله یقول : لاإله إلّا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی
، قال : فلما مرت الراحله نادانا : بشروطها و أنا من شروطها۴ .
حدیث سلسله الذهب حدیث سلسله الذهب حدیثی است که از حضرت رضا (ع) به هنگام ورود ایشان به نیشابور نقل شده و عدّه کثیری آن را برای خود نوشته اند . این حدیث با اختلافات ناچیزی مربوط به شرایط و اوضاع و احوال املاء و استملای آن ، در منابع کهنی چون تاریخ نیشابور و توحید صدق ، عیون اخبار الرضا ، امالی شیخ مفید ، ربع الأبرار زمخشری ، التدوین رافعی ، فصول المهمه ابن صباغ مالکی ، کشف الغمه اربلی و منابع جدیدتر چون کنز العمّال متقی هندی ، بحار الأنوار مجلسی نقل شده است . سند این روایت یازده گونه در کتابهای نامبرده آمده است . در تمای مدارک یازده گانه روایی و تاریخی ، این حدیث با اندکی زیاده و نقصان و اختلاف در عبارت به بیست و دو طریق از زبان حضرت رضا (ع) نقل گردیده است . گفتنی است از این بیست و دو مورد ، و یازده مأخذ و مدرک تاریخی و روایی جمعاً شش مورد ، در پنج مأخذ پس از ذکر اصل حدیث جمله ( بشروطها و أنا من شروطها ) ثبت شده است . که در برخی از موارد پس از قید ( زاد فیها ) و در بعضی دیگر ، پس از ذکر ( فلمّا مرّت الراحله ) جمله ( بشروطها و أنا من شروطها ) بیان شده است . که از این پنج مأخذ و شش مدرک ، چهار مأخذ و یک مورد به شیعیان و تنها
یک مأخذ مربوط به قندوزی حنفی می باشد . در این جا روایتی که مرحوم حاج شیخ عباس قمّی از چند روایت بحار الأنوار پسندیده و در سفینه البحار آورده است و برابر با نقل کشف الغمه اربلی در بحار الانوار است ، از بحار و سفینه نقل و ترجمه می شود : عماد الدین محمد بن ابی سعید بن عبدالکریم وزّان در محرم سال ۵۹۶ ه . ق نقل کرد که صاحب کتاب تاریخ نیشابور در کتابش آورده که هنگامی علی بن موسی الرضا (ع) در سفری که در همان سفر به فیض شهادت نایل آمد ، به نیشابور رسید ، در مَهدی بر روی یک استر سفید رنگ مایل به خاکستری نشسته بود در راه بازار ، دو حافظ احادیث نبوی یعنی ابوزرعه و محمد بن اسلم طوسی ، رحمهما الله به حضور حضرت راه یافتند و گفتند : ای بزرگوار و بزرگ زاده ، ای امام و فرزند ائمه به حق پدران مطهّر و نیاکان گرامیت ، چهره مبارکت را به ما بنما و برای ما از پدران و جدّت حدیثی به یادگار نقل کن ، استر ایستاد ، سایبان کنار رفت و چشمان مسلمانان به طلعت مبارک او روشن شد . گیسوان بافته و فرو هشته او همانند گیسوان رسول اللَّه (ص) بود ، و مردم از هر طبقه ای حاضر و ایستاده بودند ، بعضی فریاد می زدند ، بعضی می گریستند و جامه پاک می کردند یا در خاک غلتیدند یا باربند استر او را می بوسیدند و به سوی سایبان او گردن می کشیدند ، و اشکها چون جویباران روان بود ،
بعضی از ائمه حاضر در میان جمعیت [ به دیگران ] بانک زدند ای مردم گوش فرا دهید و عترت رسول اللَّه (ص) را نیازارید و خاموش باشید . آن گاه حضرت صلوات اللَّه علیه ، این حدیث را املا کرد و عدّه دواتها بالغ بر بیست و چهار هزار بود ، به علاوه تعداد بسیاری قلمدان ، نویسندگان اصلی حدیث ابوزرعه رازی و محمد بن اسلم طوسی رحمهما اللَّه بودند . حضرت (ع) فرمود : پدرم موسی بن جعفر الکاظم گفت : که پدرم جعفر بن محمد الصادق گفت : که پدرم محمد بن الباقر گفت : که پدرم علی بن حسین گفت : که پدرم حسین بن علی شهید ارض کربلا گفت : که برادرم و پسر عمم محمد رسول اللّه (ص) فرمود : که جبرئیل مرا گفت : که از حضرت ربّ العزّه – سبحانه و تعالی- شنیدم که فرمود : کلمه لا اله الا اللّه حصنی فمن قالها دخل حصنی و من دخل حصنی أمن من عذابی . عبارت حدیث در بعضی منابع تفاوتهایی دارد از جمله در توحید صدوق چنین است : فمن دخله أمن مِن عذابی ، شیخ صدوق در توحید این حدیث را با سلسله راویان متفاوت هم نقل کرده است ، در یکی از روایتهای او آمده است که چون مرکب امام به حرکت در آمد حضرت ندا در داد : بشروطها و أنا من شروطها ، و شیخ در توضیح آن نوشته است : از شروط آن اقرار به حضرت رضا (ع) است به این که امامی از
جانب خداوند عزّوجلّ بر بندگان او است و اطاعت از او بر بندگان واجب است . در این جا که چرا ناقلان و نگارشگران تاریخی یا ارباب حدیث از فریقین از آوردن عبارت ( أنا من شروطها ) غفلت کرده اند ، و یا آن را نادیده انگاشته اند ، با توجه به درجه اهمیت موضوع شاید بنابر جهاتی باشد که بر دانشمندان پوشیده نیست ، و احتمال می رود که یکی از این جهات بیان دو گونه بودن سخن امام (ع) باشد . شاید نگارشگران سخنان دیکته شده امام را در مرحله نخست می نگاشته اند و در مرحله دیگر غفلت کرده باشند ، و یا این که با طبع و خواست برخی از گروههای گوناگونی که در آن اجتماع بی مانند بوده اند ، سازگار نبوده و یا سانسور شدید دستگاه حکومت ، با توجه به این که گروهی از مأموران همراه حضرت بوده اند ایجاب می کرده که آن قسمت از بیان امام (ع) را نگارشگران حذف کنند ، گرچه بعید نمی نماید که بعدها ، برخی از نگارشگران آن قسمت را حذف کرده باشند و یا این که اصولاً نگارشگران این جمله را از اصل حدیث ندانسته اند و شاید خواست امام نیز باشد که در دو مرحله سخن آن حضرت را به دو گونه بیان کنند . چون با خواهش فراوانی از آن حضرت خواستند که حدیثی از نیاکانش نقل کند و آن حضرت هم از پدرانش حدیثی نقل کرده ، سپس آن جمله ( بشروطها و انا من شروطها ) را از خویش گفته باشد و راویان نیز که متوجه بوده اند آن جمله از خود
حضرت می باشد آن را حذف کرده اند . با این همه ، خودداری نگارشگران در بیان مطلب و یا غفلت آنان از نگارش به هر شکلی و به هر انگیزه ای که باشد دلیلی بر بیان نکردن امام در این زمینه نیست ، علاوه بر این که اسناد دیگر تاریخی و روایی گواه روشنی بر بودن این جمله در ذیل حدیث است و شاید بتوان گفت که هیچ حدیثی به اندازه این روایت روایان راستگو و مورد اعتماد نداشته باشد . و اما این که چرا امام جمله ( بشروطها و انا من شروطها ) را بر آن روایت افزوده است ، در این مورد نیز می توان گفت : پس از آن سلسله اسنادی که امام از پدرانش که در واقع جانشین آنان بوده ، ارائه کرده است . بیان اخیر ، سندی حتمی به شمار می آید و آن حضرت با این سخن خود مسأله ولایت و رهبری را با توحید و یکتاپرستی درهم آمیخته و اعلان داشته است و نه تنها رهبری خود را از شرطهای توحید و یکتاپرستی معرفی نموده ، بلکه اسنادی را نیز که در آغاز متن حدیث بیان نموده از شروط توحید معرفی کرده است و به مردم فهمانیده که پذیرفتن ولایت یکایک امامان معصوم از شرطهای یکتاپرستی است . از این رو شیخ صدوق در ذیل همین روایت گوید : اقرار امام به این که مفترض الطاعه بر بندگان بوده بدین معنا می باشد که پذیرفتن ولایت آن حضرت و نیاکانش ملازم با پذیرفتن توحید و یگانی پروردگار جهان است . اکنون این نکته قابل دقّت و بحث است که چرا امام
سخن خود را یکباره ایراد نکرده ، بلکه جمله پایانی را با فاصله بیان کرده است ؟ در این مورد نیز چند مطلب قابل دقت و بررسی است : اول : شاید بدین جهت بود که امام می خواسته حدیثی را که از پدرانش نقل می کند از سخن خود که بر آن می افزاید کاملاً جدا و متمایز سازد تا نگارندگان نیز این دو را جدا بدانند . و جمله ( بشروطها و أنا من شروطها ) را از اصل حدیث نشمارند . دوم : تردیدی نیست که آن جمعیت انبوه از نظر ایمان و اعتقاد با یکدیگر همتراز نبودند ، زیرا برخی بر اساس نصّ و تعیین به امامت آن حضرت معتقد بودند و گروهی بر این عقیده بودند که چون یکی از فرزندان علی (ع) و بهترین مسلمانان است به امامت و رهبری وی اعتقاد داشتند . و شاید گروهی آن حضرت را نشانی بی همتا از جهت علم و معرفت و دانش و شناخت و گفتار و کردار و اخلاق می دانسته اند و شاید گروه دیگر نیز او را فقط از جهت این که نسبش به پیامبر (ص) می رسد ، امام و رهبر می پنداشته اند و نمی دانسته اند که شرایط امامت و رهبری چیست ؟
منبع حدیث
۱- بحارالأنوار ۴۹ / ۱۲۳ . ۲- التوحید / ۲۴ . ۳- التوحید / ۲۴- ۲۵ . ۴- التوحید / ۲۵ .
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *