اخلاق و فضائل

خطابه و مرثیه سرایی حضرت زینب در شام

در بحر المصائب گوید: چون جناب خاتون (س) در کوچه و بازار شام رسید و سر حضرت سیدالشهدا را در پیش روی خود بدید و مردم شام اظهار خورسندی و سرور مینمودند و نای و طنبور مینواختند و آن سر مبارک در هر چند قدم به کلمهی «لا حول و لا قوه الا بالله العظیم» متکلم میگشت؛ آن مخدره آهی از دل برکشید و فرمود: «یا اخاه انظر علینا و لا تغمض عینک عنا و نحن بین العدی».
در این حال سر مبارک تکلم کرد و فرمود: «یا اختاه اصبری، فان الله تعالی معنا». آن مخدره چون صدای برادر را شنید بحر غیرتش به جوش آمد و بیتابانه به آن
[صفحه ۹۲]
قوم خطاب کرد که: ای گروه نامحمود، همانا به قتل اولاد پیغمبر (ص) خود و سید جوانان اهل بهشت، و گردش دادن دختران و حرم سید انس و جان، و تزیین شهر خود، شادان هستید و مباهات میکنید و مع هذا خود را از اهل اسلام میشمارید؟! امیدوارم که خداوند جبار هرگز در شما به نظر رحمت ننگرد و بر شما نبخشاید. نیز در بعضی از کتب متاخرین به نظر رسیده که آن مخدره در آن موقع این مرثیه را انشا فرموده و محتمل است زبان حال باشد:
اخی یا هلالا غاب بعد کماله
فمن فقده اضحی نهارا کلیله
اخی یا اخی زود سکینه نظره
تربها یا خیر حی و میت
اخی فاطمه صغیره لقد کاد قبلها
یذوب اسی فاعطف علیها بنظره
اخی یا اخی ای المصائب اشتکی
فراقک ام هتکی و ذلی و غربتی
امالثوب مسلوبا امالجسم عاریا
امالنحر منحورا ببیض صقیله
امالطفل مذبوحا امالقلب ظامیا
امالدمع مصبوبا علی ظهر نوقه
امالجسم لم یدفن امالنحر دامیا
امالراس مرفوعا کبدر دجیه
امالرحل منهوبا امالمهر ناعیا
امالوجه مکبوبا بحر الظهیره
امالعابد السجاد اضحی مغللا
علیک یقاسی فی الفلا کل کربه
امالضایعات الفاقدات حواسرا
کمثل الاماء یشهرن فی کل بلده
اخی هد رکنی فقدک یابن والدی
فحزنی لکم باق الی یوم بعثه
اخی یا اخی سلب النساء اساءنا
و ضرب الیتامی یابن امی بقسوه
اخی یا اخی قصم الخلاخل ضرنا
فقم سیدی و ازجر علوج امیه
اخی بلغ المختار طه سلامنا
و قل امکلثوم بکرب و محنه
اخی بلغ الکرار منی تحیه
و قل زینب اضحت تساق بذله
شهید ثالث در مجالس المتقین آورده است که: چون اسیران آل رسول (ص) را بر شتران برهنه، مکشفات الوجوه، سوار و در میان مردم رهسپار کردند و مردمان شام به ایشان تند مینگریستند و ایشان را با کعب نیزه میزدند، یک نفر از عارفان شیعه خود را از گوشه و کنار به نزد امام زینالعابدین (ع) رسانید و خواست از مطلبی سوال بنماید سطوت امامت مانع شد که پرسش بنماید، پس خود را به نزدیک محمل زینب کبری (س)
[صفحه ۹۳]
رسانید و عرض کرد: ای بضعهی فاطمهی زهرا، مگر شما از اهل بیت نیستید که عالم به طفیل وجود شما و اجداد شما خلق شده؟! متحیرم که این حال چیست و این گرفتاری از چه روی میباشد؟!
در آن حال، حضرت زینب (س) با دست مبارک به طرف آسمان اشاره فرمود و گفت: ای مرد، اکنون جلالت قدر ما را در حضرت یزدان تماشا کن! آن مرد میگوید: نگاه کردم، چندان لشگر در میان زمین و آسمان بدیدم که شمارش را جز پروردگار ندانستی و دیدم که قبهها و علمها بر تارک ایشان افراخته و در پیش روی امام و اهل بیت (ع) ندا میکنند بپوشید دیدههای خود را از حرمی که ملک به آنها نامحرم است و اثاث چندی دیدم که پادشاهان هرگز آن را تصور نکردهاند و از آن نفایس که مردم در خدمت حضرت یوسف (ع) دیدند افزون بود.
برگرفته از کتاب چهره درخشان حضرت ابوالفضل نوشته: آقای علی ربانی خلخالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *