پدر و مادر (شجره نامه), زندگینامه

داستانی از زندگی حضرت ابوالفضل -ازدواج با ام البنین، به پیشنهاد عقیل

در تنظیم خانه و سرپرستی فرزندان امام علی علیه السلام نهایت مراقبت را به کار میبرد، ولی متأسفانه او « امامه » با آن که
نمیتوانست امام علی علیه السلام را پدر فرزند یا فرزندان جدیدی بسازد. امام علی علیه السلام، برای بر طرف کردن این کمبود،
تصمیم گرفت، ازدواج جدیدی را انجام بدهد. در اینجا، لازم است به این نکته اشاره شود که شاید بعضی از افراد این پرسش را
مطرح کنند که: آیا آن تعداد فرزندانی که از حضرت زهرا علیهاالسلام برای امام علی علیه السلام باقی مانده بود، کافی نبود که آن
حضرت مجددا میخواست با ازدواجی جدید، صاحب فرزندان دیگری شود؟! در پاسخ به این پرسش باید گفت که: ازدیاد اولاد،
در صورت توانایی مالی و تربیتی، آرزوی هر بشری در هر زمان بوده و خواهد بود، زیرا هر اندازه تعداد فرزندان انسان که از یک
آموزش و پرورش صحیح برخوردار شده باشند، زیادتر باشد، به همان اندازه، در استحکام و پیریزی نظم جامعهی خود، میتواند
سهم بیشتری و بهتری را به عهده داشته باشد. و از آن گذشته، افزایش اولاد تربیت شده، همواره – چه در زمانهای گذشته، و چه
در زمان حال – مبنای شخصیت افراد، و سرفرازی پدران و مادران بوده است. [صفحه ۵۳ ] و با بیان این توضیح، ازدیاد فرزندانی
صالح و خردمند، نه تنها قابل انتقاد نیست، بلکه قابل تحسین، و مایهی سر بلندی افراد نیز میباشد. گذشته از مطالب فوق، نباید
تفاوت فاحشی را که فرزندان امام علی علیه السلام و به طور کلی خانوادهی رسالت، چه از نظر اصالت و چه از نظر تربیت با سایرین
دارند، از نظر دور داشت. به هر اندازه که فرزندان امام علی علیه السلام زیاد میشدند، به همان اندازه فداکارانی شجاع، از جان
گذشته، و فهمیده، تربیت شده و دانشمند و پرهیزکار، به اجتماع اسلامی افزوده میگردید. فرزندان امام علی علیه السلام، چون
صفحه ۲۰ از ۹۴
انواری بودند که از وجود نورانی پدر بزرگوار خود سرچشمه گرفته، و با نور خود، تاریکیهای اجتماع را روشن میکردند، و به
این ترتیب، به هر اندازه که این تعداد فزونی مییافت، به همان اندازه نسبت به اشعههای ثمربخش و انوار معنویت، اجتماع را بیشتر
در خود میگرفت، و زیادتر رهنمون افراد گمراه میگردید. فرزندان امام علی علیه السلام، مصلحانی بودند، که اصلاح اجتماع را از
هر لحاظ به عهده داشتند، و در قبال فساد، ظلم، جور و تباهی، تا سر حد جان، ایستادگی مینمودند، و با رفتار و کردار خود،
سرمشق و نمونهای برای سایر افراد و انسانهای جهان اسلام و جهانیان قرار میگرفتند. واقعهی کربلا، نمودار زندهای از این تعلیم و
تربیت خاندان رسالت است که برای ابد، بدون پیدا شدن نظیری برای آن، در صفحات تاریخ، منعکس خواهد بود. پس، با این
توضیح مختصر، باید به خاطر داشت که ازدواج مکرر مولای [صفحه ۵۴ ] متقیان امام علی علیه السلام و سایر ائمهی اطهار
علیهمالسلام، صرفا به جهت اشباع غریزهی جنسی نبوده است، بلکه مقصود اصلی آن بزرگواران، به وجود آوردن افرادی بوده که
در بهترین خاندان و با بهترین آموزش، مسیر زندگی را پیموده و پرورش یافته باشند، تا هر یک از آنان به نوبهی خود، صفحاتی از
تاریخ بشری را به صفات حسنه و اعمال و کردار پسندیده و خدا پسندانه و حیرت انگیز خود، اختصاص داده، و آنها را مزین نمایند.
در هر حال، حضرت امیرمؤمنان، امام علی علیه السلام، برای آن که بتواند فرزندان جدیدی را برای عالم اسلام و فداکارانی را در راه
بود، و در شجره شناسی، ید طولائی داشت، احضار فرمود. « أنساب » را که از علمای « عقیل » حق و حقیقت تربیت کند، برادر خود
ای عقیل! آیا تو در میان خانوادههای بزرگ » : در میان گذاشت و به او فرمود « عقیل » سپس امام علی علیه السلام مقصود خود را با
عرب، دختری را سراغ داری که از نظر اصالت و شایستگی، مورد پسند من قرار گیرد، و بتواند فرزندانی صالح و شجاع به دنیا
دقیقهای سکوت نمود، و در فکر خود به جستجوی چنین فردی ،« عقیل » ؟« آورده، و آنها را در دامن خود پرورش و آموزش دهد
ای برادر! من » : پرداخت، و پس از سپری شدن دقایقی چند، سر خود را بلند کرد، و در حالی که تبسمی را بر لب داشت، عرض کرد
؟« او، از چه خانوادهای است » : امام علی علیه السلام، کنجکاوانه پرسید .« چنین دختری را با آن مشخصاتی که تو فرمودی، سراغ دارم
است، که در « حزام بن خالد بن ربیعهی کلابی » و [صفحه ۵۵ ] دختر ،« کلابیه » دختر مورد نظر شما، از خانوادهی » : پاسخ داد ،« عقیل »
ای عقیل! من از معروفیت این خانواده، » : امام علی علیه السلام پرسید .« تمام بلاد عرب، در شجاعت و اصالت، معروف و مشهورند
.«… میباشد، و او « فاطمه » ای برادر! نام وی » : بلافاصله جواب داد « عقیل » ؟« آگاهی دارم، آیا تو میدانی نام این دختر چیست
با فراست و دید باطنی خود، دریافت که پاسخ وی، تغییر حالتی را برای امام علی علیه السلام به وجود آورده است. و واقعا ،« عقیل »
رنگ و حالت مولای متقیان، امیرمؤمنان امام علی علیه السلام، دگرگون گشت، و ،« فاطمه » هم همین طور بود، زیرا از شنیدن نام
همسر گرامی خود، یعنی ،« فاطمه » توجه آن عزیز به نقطهی نامعلومی معطوف گردید. آری، امام علی علیه السلام، از شنیدن کلمهی
علیهاالسلام را به یاد آورد، و خاطراتی توأم با غم و شادی را در وی زنده نمود. امام علی علیه السلام، از دو جهت با « زهرای اطهر »
مادر امام علی علیه السلام، و ،« فاطمهی بنت اسد » . این اسم مأنوس بود، یکی از جهت مادر خود، و دیگری از جهت همسر خود
فاطمهی زهرا علیهاالسلام، دختر گرامی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، زوجه و همسر آن حضرت بود. به همین دلیل، اسم »
بر زبان « عقیل » که « فاطمه » با فکر و روح و خون او، در آمیخته بود. امام علی علیه السلام، با شنیدن اسم ،« فاطمه » و کلمهی « فاطمه »
خود جاری ساخت، از یک طرف مادر گرامی خود را با آن همه محبت و عطوفت مادرانه به یاد آورد، و از طرف دیگر، وفاداری و
یگانگی همسر از دست دادهی خود را از [صفحه ۵۶ ] خاطر خود گذراند، و مدتی در حال سکوت، خاطرات خود را با آن وجود
که خود متوجه این مطلب بود، سکوت برادر خود را محترم شمرد، و هیچ سخنی بر زبان « عقیل » . عزیز، در نظر خود مجسم نمود
نراند، تا آن که امام علی علیه السلام، حالت اولیهی خود را به تدریج به دست آورده، سپس سر مبارک خود را بلند نمود. آنگاه،
ای برادر! تو دربارهی این زناشوئی، با خانوادهی » : خیره شده، و سپس فرمود « عقیل » امام علی علیه السلام، لحظاتی چند در چهرهی
،« عقیل » با این ترتیب بود که امام علی علیه السلام، با پیشنهاد .« آنها گفتگو کن، و مقدمات کار را با رضایت خود دختر، فراهم نما
صفحه ۲۱ از ۹۴
در گرفتن این تصمیم، تأثیر بزرگی داشته باشد، زیرا این همسر جدید، با نامی ،« فاطمه » موافقت فرمود. و هیچ بعید نیست که اسم
[ که داشته، میتوانسته زنده کنندهی خاطرات گذشتهی مادر گرامی و همسر ارجمند امام علی علیه السلام باشد. [ ۳۲ ] . [صفحه ۵۷
بر گرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته: علی اصغر همدانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *