اخلاق و فضائل

داستانی از زندگی حضرت ابوالفضل – قاطعیت در پیروی از حسین

در ورق دیگر تاریخ چنین میخوانیم: هنگامی که پس از مرگ معاویه یزید برای ولید فرماندار مدینه نامه نوشت و از او خواست
را احضار کرد « عمرو بن عثمان بن عفان » ولید نیمههای شب با شتاب ،« از حسین علیه السلام بیعت بگیر وگرنه گردنش را بزن » : که
را هر کجا « عبدالله بن زبیر » و « عباس علیه السلام » ،« محمد حنفیه » ، حسین علیه السلام » و به او دستور داد همان سرعت حرکت کند و
یافت نزد او بیاورد. پسر عثمان نخست حاضر به این کار نبود، ولی با فشار ولید مجبور شد تا این مأموریت را انجام دهد، شبانه به
سراغ آنها رفت، پس از پرس و جو، دریافت که امام حسین و عباس علیهما السلام و دیگران به عادت همیشگی در حرم رسول خدا
صلی الله علیه و آله و سلم در کنار مسجد هستند، به آنجا رفت و پیام ولید را به آنها ابلاغ کرد، امام حسین علیه السلام به او فرمود:
احضار ما در » : احساس خطر کرد و به امام حسین علیه السلام گفت « عبدالله بن زبیر » ، پس از رفتن مأمور .« تو برو من خودم میآیم »
من احتمال زیاد میدهم که خبر مرگ » : امام حسین علیه السلام فرمود !؟« این وقت شب، برای چیست جز اینکه توطئهای در کار باشد
[ صفحه ۹۴ ] .« معاویه رسیده و ولید میخواهد از ما برای یزید بیعت بگیرد، ولی ولید باید بداند که هرگز به این آرزو نخواهد رسید
آری او هرگز به » : حضرت عباس علیه السلام که در آنجا حاضر بود، دنبال سخن امام حسین علیه السلام را تکرار کرد و گفت
سرانجام امام حسین علیه السلام نزد ولید رفت، ولید خبر مرگ معاویه را به او داد و .« آرزوی خود نخواهد رسید و ما بیعت نمیکنیم
لابد بنا بر این است که شخصی مثل من، آشکارا با یزید بیعت کند، » : از او خواست با یزید بیعت کند، امام حسین علیه السلام فرمود
ولید این پیشنهاد را پذیرفت، مروان که در .« بنابراین هرگاه بیعت عمومی برای مردم تشکیل دادی، مرا هم به همراه مردم دعوت کن
نگذار حسین علیه السلام از اینجا بیرون رود، جز اینکه بیعت کند و گرنه دست به او نخواهی یافت » : آنجا حاضر بود، به ولید گفت
امام حسین علیه السلام برآشفت و بر سر مروان فریاد کشید و فرمود: !« تا خونها ریخته شود، اکنون اگر بیعت نکرد گردنش را بزن
ای پسر زنی که زرقاء نام داشت (یعنی همان زنی که در زمان جاهلیت پرچم زناکاری بر بالای خانهاش نصب کرده بود) آیا تو »
فریاد امام حسین علیه السلام باعث شد که حضرت عباس علیه السلام و .« میخواهی مرا بکشی یا ولید؟! این سخن دروغ و فسق است
همراهان که در درگاه ساختمان فرمانداری آماده باش کامل بودند، وارد ساختمان شده و امام حسین علیه السلام را از گزند دشمن
رهانیدند و آن حضرت با همراهان از نزد ولید بیرون آمد. به این ترتیب حضرت عباس علیه السلام دوش به دوش امام حسین
علیه السلام بیعت با یزید را رد کردند و با قاطعیت در برابر ولید، ایستادگی نمودند. محمد حنفیه (یکی از برادران امام حسین
علیه السلام) که حدود ده سال از امام حسین علیه السلام کوچکتر بود به صورت نصیحت به امام حسین علیه السلام و حضرت [صفحه
ای برادر! این را بدان که اگر در » : امام حسین علیه السلام پاسخ داد .« برای رفع خطر با یزید بیعت کنید » : ۹۵ ] عباس علیه السلام گفت
صفحه ۳۱ از ۹۴
سراسر روی زمین، هیچ جایگاه و پناهگاهی برای من باقی نمانده باشد و هیچ کس از من پشتیبانی نکند، من هرگز با یزید بیعت و
۷۳ ] . مرحوم علامهی محقق سید عبدالرزاق مقرم (متوفی سال ۱۳۹۱ هجری قمری) در مورد مقام اطاعت ] .« اطاعت نخواهم کرد
این فضیلتها » : حضرت عباس علیه السلام از امام حسین علیه السلام پس از بیان بخشی از فضایل حضرت عباس علیه السلام مینویسد
همه از پرتو انوار سید الشهداء امام حسین علیه السلام بود، که حضرت عباس علیه السلام بر اثر پیروی از او کسب نموده و آیینهی
تمام نمای وجود امام حسین علیه السلام شده بود و بی شک امام حسین و حضرت عباس علیهماالسلام از مصادیق بارز این آیات
سوگند به » : یعنی .«؛ و الشمس و ضحیها و القمر اذا تلیها » : قرآن بودند که خداوند متعال در آیه ۱ و ۲ سورهی شمس میفرماید
خورشید، امام حسین علیه السلام .« خورشید و آن هنگام که فروغ میبخشد و سوگند به ماه و آن زمان که دنبال خورشید روان است
است و ماه، حضرت عباس علیه السلام، چرا که حضرت عباس علیه السلام هیچ سخنی نمیگفت مگر آنکه قبلا از برادرش شنیده
باشد و هیچ عملی انجام نمیداد، مگر اینکه به جهت پیروی از امامش انجام پذیرد و در یک کلام، حضرت عباس علیه السلام
هیچگاه خویش را بر وجود مقدس امام حسین علیه السلام مقدم نمیداشت و به عبارت روشنتر: عظمت و شخصیت معنوی [صفحه
. [۷۴] .« ۹۶ ] حضرت ابوالفضل علیه السلام به خاطر نور مقدس امام حسین علیه السلام بود که در آینهی وجود پیراستهاش، تابیده بود
و لقد » : به عبارت روشنتر همانگونه که حضرت امام علی علیه السلام نسبت به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود و فرمود
من همچون شتر بچهای دنبال مادرش (سایه به سایه) به » : یعنی «؛ کنت اتبعه اتباع الفصیل اثر امه، یرفع لی فی کل یوم من اخلاقه علما
[۷۵] .« دنبال پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حرکت کردم، و او هر روز، نکته تازهای از اخلاق نیک را برای من آشکار میساخت
. حضرت عباس علیه السلام نیز از امام حسین علیه السلام این گونه پیروی میکرد، و از محضر او در همهی لحظههای عمرش،
[ بهرهمند میشد. [ ۷۶ ] . [صفحه ۹۷
بر گرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته: علی اصغر همدانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *