محل دفن

دفن بدن حضرت ابوالفضل

در اینکه بدن های عزیزان پیامبر و علی و فاطمه «سلام الله علیهم» سه روز به روی خاک گرم کربلا باقی بوده یا بیشتر اختلاف است و مشهور همان سه روز است تا اینکه بنی اسد تصمیم بر دفن اجساد شهداء گرفتند ولی از آنجا که بدن امام را باید امام غسل بدهد و کفن بکند و نماز بخواند و از طرفی چون بدن های طیب و طاهر آنان سر در بدن نداشت و بنی اسد نمی توانستند فرق بگذارند، امام چهارم زین العابدین علیه السلام شخصا مبادرت نمود آن هم در موقعی که بنی اسد متحیر بودند و نمی دانستند چه بکنند، دیدند از دور اسب سواری پیدا شد و فرمود: می خواهید چه کنید؟ آنها از ترس کتمان کردند ولی بعد از آنکه اطمینان حاصل شد گفتند برای دفن اجساد آمده ایم لیکن آنها را نمی شناسیم و آقا را از نوکر تمیز نمی دهیم آن بزرگوار پیاده شد و دستور دفن را
[صفحه ۱۲۹]
به طریق خاصی صادر فرمود در این بین کشته ای را دیدند در آغوش کشیده و سخت می گرید و کلماتی را می فرمود: که قلبها را می گداخت و اشکها را جاری می ساخت تا اینکه قسمتی از خاک را بوئید و آن خاک را عقب زد قبری ساخته و پرداخته نمایان گشت بر آن بدن بی سر و مجروح نماز خواند آنگاه فرمود: بنی اسد بروید و بوریائی بیاورید و بدن عزیز فاطمه را در بوریائی پیچیده و در خاک گذارد و با انگشت سبابه نوشت: «هذا قبر الحسین بن علی بن ابیطالب الذی قتلوه عطشانا» پس از دفن اجساد مطهره ی امام و شهداء کربلا به سمت نهر علقمه روان گردید و بدن طیب ابوالفضل را که در سر راه غاضریه به روی خاک بود دید امام علیه السلام خویش را به روی آن بدن افکند و بلند بلند گریست فرمود: یا عماه لیتک تنظر حال الحرم و البنات و هن ینادین وا عطشاه وا غربتاه پس از گریه زیاد فرمان داد بنی اسد قبری حفر کردند بدن مطهر را خود در میان قبر نهاد چون بنی اسد سئوال کردند از آن حضرت که کیست؟ فرمود: من حجت خداوند بر شما علی بن الحسین هستم که اکنون در زندان ابن زیاد به سر می برم و برای دفن بدن پدر شهیدم و سایر شهداء آمدم.
بدین ترتیب بدن مطهر عباس بن علی به دست مبارک امام زین العابدین علیه السلام در کنار نهر علقمه دفن گردید و صحن و بارگاه جداگانه ای برای زائرین تربتش به وجود آمد تا عظمت و بزرگواری اش بر دوست و دشمن آشکار شود.
سلام خدا بر تو ای عباس بن علی و ای سپهسالار رشید حسین (ع) درود بی پایان به روان جاویدت ای فرزند برومند امیر
[صفحه ۱۳۰]
مؤمنان و ای جانباز راه حق و حقیقت صلوات فرشتگان الهی به روان مقدس و بدن به خون طپیده و دست های از بدن جدا شده ات باد ای فرزند رشید علی و ای ماه درخشان بنی هاشم که با یک جهان شهامت جان خویش در کف اخلاص نهادی و در رکاب برادر بزرگوارت با سری پر از شور و عشقی سوزان از حریم قرآن و عترت و از مسئله ی ولایت مطلقه دفاع کردی آری تو بودی که با ریختن خون خویش درخت فرخنده ی اسلام را آبیاری و تربت خجسته ی کربلا را رنگین نمودی و با فرقی شکافته و صورتی آغشته به خون لبخند زنان پیک مرگ را استقبال نمودی، و دامن خاک را از قطعات بدن خویش پر از عظمت ساختی و با کشش معنوی و جذبه ی ولایتی خود قلوب جهانیان را متوجه خویش ساختی و مزار خود را قبله گاه پیروان پدرت علی و دوستان خدا قرار دادی، حقا تو ابوالفضل و ابوالفضائل و ابوالمکارم و ابوالمحاسن و ابوالحقایق و قمربنی هاشم هستی پدر و مادرم و جانم فدای تو باد.
[صفحه ۱۳۲]
برگرفته از کتاب شخصیت حضرت ابوالفضل علیه السلام نوشته آقای علی اصغر عطایی خراسانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *