محل دفن

دفن پیکر مقدس حضرت اباالفضل العباس علیه السلام

امام سجاد علیه السلام بعد از اتمام کار دفن امام حسین علیه السلام و سایر شهدا به طرف نهر علقمه آمدند، وقتی چشمشان به بدن پاره پاره و بی دست حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام افتاد منقلب شدند، فانحنی علیه و جعل ینتحب و یقول: یا عماه! لیتک
ص: ۳۹۷

۱- بوریا به حصیر بافته شده گفته می شود.
۲- حیاه الامام الحسین علیه السلام جلد: ۳ صفحه: ۳۲۵
تنظر حال الحرم و البنات و هن ینادین: واغربتاه.(۱)
یعنی: خم شدند و با صدای بلند گریه کرده و می فرمودند: ای عمو جان کاش بر حال اهل حرم و دختران نگاهی می کردی که چگونه فریاد می زنند: واغربتاه.
در این هنگام خود را بر روی بدن مطهر عمویشان حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام انداختند، و دست مبارکشان را به گلوی بریده آن حضرت کشیده و با ناله و شیون می فرمودند: علی الدنیا بعدک العفا، یا قمر بنی هاشم، و علیک منی السلام من شهید محتسب و رحمه اللَّه و برکاته.(۲)
یعنی: ای ماه تابان بنی هاشم، پس از تو خاک بر سر دنیا، ای شهید که همواره در طلب ثواب بودی، درود و برکات خدا بر تو باد.
بعد از این که آن حضرت خود را بر پیکر مطهر حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام انداخته و بسیار گریستند، شخصاً برای عمویشان قبری حفر کردند، و به تنهایی پیکر مقدس حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام را در میان قبر نهادند، همانگونه که خود به تنهایی پیکر مقدس پدرشان امام حسین علیه السلام را در میان قبر نهاده بود.
بنی اسد می خواستند به ایشان در دفن آنها کمک کنند، اما امام سجاد علیه السلام مانع می شدند و می فرمودند: ان معی من یعیننی.
یعنی: کسانی )از ملائکه( همراه من هستند و مرا در دفن پیکر مطهر آنها کمک می کنند.(۳)
وقتی کار دفن شهداء به پایان رسید، آن جوان نقاب دار که حضرت سجاد علیه السلام بود
ص: ۳۹۸

۱- کبریت احمرصفحه: ۴۹۵
۲- مقتل الحسین المقرم صفحه: ۳۳۷
۳- مقتل الحسین صفحه: ۳۹۸
می خواست برگردد، بنی اسد دامن او را گرفتند و او را به شهدای کربلاء قسم دادند که تو کیستی؟
آن جوان فرمود: انا حجه اللَّه علیکم انا علی بن الحسین جئت لاواری جثه ابی و من معه من اخوانی و اعمامی و اولادی عمومتی و انصارهم الذین بذلوا مهجهم دونه و انا الان راجع الی سجن ابن زیاد و اما انتم فهنیا لکم لا تجزعوا اذا تضاموا فینا.(۱)
یعنی: من حجت خدا بر شما هستم، من علی بن الحسین علیهما السلام هستم آمده ام تا بدن بی جان پدرم و کسانی که همراه او بودند از برادران و عموها و پسر عموها و یاران ایشان که خون خود را در راه حفاظت از او فدا کردند را به خاک بسپارم و الآن به زندان ابن زیاد بر می گردم و اما شما بنی اسد پس ثواب این خدمت گوارایتان باشد، هنگامی که )درباره مصائب ما( دور هم گرد می آیید بی تابی و جزع نکنید.
برگرفته از کتاب ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای قاسم رجبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *