از دیدگاه قرآن

دولتها و مقامها در قرآن

در دستگاههای دولتی کشورهای جهان، هر روز اشخاصی با چند سطر ابلاغ بر مقامی تکیه می زنند و یا برعکس با حکمی از کرسی منصب و قدرت به زیر می افتند. گمنامی در این دستگاهها با ابلاغ صاحب نامی، نامور می شود و یا نامداری زندانی و به زاویه فراموشی می افتد. خلاصه کم نیستند، قدرتمندانی که با کودتا یا خشم و غضب مافوق از اریکه قدرت به
[صفحه ۱۲۶]
زیر کشیده می شوند و یا بی نام و نشانهای نالایق بر مسند قدرت و مقام تکیه می زنند. اما در دستگاه الهی اینگونه بی نظمی ها و ستمها هرگز راه ندارد، بلکه خداوند به هر کس نعمت و عزت بخشد و مقام و شهرتی عطا فرماید، دیگر پس نمی گیرد مگر خود شخص ناسپاس و نالایق شود و عطای خدا نه تنها در دنیا، بلکه در آخرت هم ادامه می یابد بلکه در آنجا برکتها و عزتها صد چندان می گردد که در این باره آیات قرآنی فراوان است و از جمله آنهاست آیه ۹۷ سوره نحل که می فرماید: «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحبیینه حیاه طیبه و لنجزینهم اجر هم باحسن ما کانوا یعملون».
هر کس کاری شایسته کند خواه مرد باشد خواه زن و مؤمن هم باشد البته با حیات پاکیزه جاویدانش می گردانیم و مسلما بهتر از آنچه کرده اند مزد و پاداششان می بخشیم.
و درباره شهیدان می فرماید: مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند بلکه زندگانند و در پیشگاه خداوند روزی می خورند. [۸۱] .
پس وقتی بندگان مطیع خدا و شهیدان حتی پس از مرگ هم مقامات عالیه و معنوی خود را در دست دارند و از روزی خواران عالم خلقت هستند مسلما پیامبران و امامان که از برگزیدگان خداوند می باشند و در دنیا وسیله ارتباط بین خدا و خلق بوده اند، پس از مرگ نیز این ارتباط را از دست نداده اند، بلکه این رابطه استوارتر نیز شده است. به همین جهت وقتی به این بزرگواران توسل شود. تا نزد خداوند شفاعت کنند و برای شخص متوسل، طلب آمرزش نمایند و یا روا شدن حاجت متقاضی را از خداوند بخواهند این عمل مغایر توحید و یکتاپرستی نخواهد بود زیرا خداوند خود فرموده: «فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر» [۸۲] ای
[صفحه ۱۲۷]
پیامبر برایشان (مسلمانان) ببخشای و برای آنان طلب آمرزش کن و در کارها با ایشان مشورت نما.
و در آیه ۶۲ سوره نور هم، خداوند به رسولش امر می کند که برای مؤمنان از خداوند آمرزش بخواهد و برادران یوسف هم بعد از آنکه خطایشان برملا شد به جرم خود اعتراف کردند، از پدر خود چنین خواستند: قالو یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا کنا خاطئین» [۸۳] گفتند: ای پدر برای گناهان ما آمرزش بخواه که ما خطاکار بوده ایم.
بدیهی است اگر تقاضای پیامبران و وساطت ایشان برای بندگان بی اثر بود، خداوند به آنان تکلیف نمی فرمود برای پیروان خود طلب آمرزش کنند پس شفاعت و وساطت ایشان در پیشگاه خداوند پذیرفته می افتد. از این رو توسل به پیامبر و امامان و بنده صالح خدا ابوالفضل العباس علیه السلام در حد مجاز نه تنها شرک محسوب نمی شود، بلکه سبب برآورده شدن حاجت نیز می گردد.
برگرفته از کتاب ماه بی غروب زندگینامه ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای عباسعلی محمودی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *