معجزات و کرامات

دو جریان مهم و حیرت انگیز امام رضا

در زمانی که حضرت ابوالحسن ، امام رضا علیه السلام توسّط ماءمون عبّاسی از مدینه به خراسان احضار شده بود ، در مسیر راه خویش به محلّی به نام ( ( حمراء ) ) رسید .
حضرت برای استراحت ، کنار چشمه ای فرود آمد و چون سفره غذا را پهن کردند ، حضرت با همراهانش مشغول تناول غذا گردید .
ناگهان حضرت ، سر خود را بلند نمود و مردی را که شتابان می آمد ، نگریست ؛ و دست از غذا خوردن کشید .
وقتی آن مرد محضر حضرت شرفیاب شد ، عرض کرد : فدایت گردم ، تو را بشارت باد بر این که زبیری کشته شد .
رنگ چهره حضرت دگرگون و زرد شد و سر خویش را پائین انداخت ، سپس فرمود : گمان می کنم که زبیری شب گذشته مرتکب گناهی خطرناک شده باشد
، که او را داخل دوزخ گردانیده است .
پس از آن ، دست مبارک خویش را دراز نمود و مشغول تناول غذا گردید؛ و از آن مرد پرسید : علّت مرگ زبیری چه بود ؟
در پاسخ اظهار داشت : زبیری شب گذشته شراب خمر بسیاری بیاشامید تا جائی که فورا به هلاکت رسید . ( ۳۴ )
همچنین محمّد بن عبداللّه افطس حکایت کند :
روزی بر مأ مون وارد شدم ، پس از صحبت هائی گفت : رحمت و درود خدا بر حضرت رضا علیه السلام که عالم تر از او یافت نمی شود ، در آن شبی که مردم با او بیعت کرده بودند ، پیشنهاد کردم که خلافت را بپذیرد؛ و من جانشین او در خراسان باشم ؟
فرمود : خیر ، نمی پذیرم و کمتر از محدوده خراسان را هم قبول دارم ، و من در خراسان باید بمانم تا مرگ ، مرا دریابد .
گفتم : فدایت گردم ، چگونه و از کجا چنین می دانی و می گوئی ؟ !
حضرت فرمود : علم و اطّلاعات من نسبت به موقعیّت کنونی و آینده ام همانند علم و اطّلاع تو نسبت به خودت می باشد .
گفتم : موقعیّت شما در آینده چگونه است ؟
فرمود : مسافت بین من و تو بسیار است ، چون که مرگ من در مشرق ؛ ولی مرگ تو در مغرب انجام خواهد گرفت .
سپس گفتم : راست می گوئی و خدا و رسولش درست گفته اند ، و بعد از آن نیز هر چه تلاش کردم که او را تطمیع
در خلافت کنم ، فریب نخورد و اثری نبخشید . ( ۳۵ )
اکنون قبر مطّهر آن حضرت سمت مشرق و قبر ماءمون در سمت مغرب قرار گرفته است .
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *