معجزات و کرامات

سعید آل آقا و کرامات حضرت ابوالفضل

از شیخ محمد سعید آل آقا نقل شده است که گفت:
در کربلا یک مرد و زن نو عروس زندگی میکردند. یک شب شوهر آن زن دید همسرش خلخال در پای ندارد. زن فراموش کرده بود که خلخال را در کجا گذاشته است و در نتیجه شوهرش او را تهدید به کشتن کرد. زن، از ترس شوهر، به حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) آن پناه درماندگان، پناهنده شد و شب را در آنجا ماند. آخر شب خادمین حرم برای جارو و نظافت آمده و به وی میگویند: خانم، از حرم بیرون روید، ما در اینجا کار داریم.
زن میگوید: تا حاجت نگیرم، نمیروم!
پس از آنکه واقعه را میفهمند، میگویند: ما همراه تو برای شفاعت نزد شوهرت میآییم. میگوید: محال است از اینجا بروم و سپس هایهای میگرید و میگوید: یا اباالفضل (دخیلک). در این حین گاوی را دیدند که شتابان خود را به صحن مطهر قمر بنیهاشم (ع) رسانید و در آنجا استفراغ کرد و خلخال آن زن را، که صبح همراه با علفهای باغچهشان خورده بود، بیرون آورد. [۲۱۸] .
بر گرفته از کتاب چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای علی ربانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *