سپیده نهضت حسینی

چندی از مرگ معاویه نگذشته بود که حاکم مدینه، امام حسین علیه السلام را شبانه فراخواند تا وی را از خبری سری آگاه سازد.
سپیده ی نهضت حسینی در این شب دمید، زیرا روشنایی اندیشه ی امام خبر از درخواست بیعت با یزید داشت و بخوبی می دانست که مخالفت با این امر پایانی شهادت آمیز همراه دارد.
امام علیه السلام برخی از جوانان بنی هاشم همچون عباس علیه السلام را همراه خویش برد تا هنگام خطر مراقب حضرت باشند. [۵۸] ولید، حاکم مدینه،
[صفحه ۵۴]
پس از اندکی گفتگو گفت:
– یزید بیعت از شما خواسته است، بدون درنگ و بسیار زود!!
تأمل بصیرت آمیز امام علیه السلام و واگذاری جواب آن سخن به صبح فردا آن هم در بین مردم، برخوردی دقیق و ژرف بود که فراگیری نهضت حسینی، دعوت عمومی به این حرکت و بسته شدن راه هر عذر و بهانه ای را در پی داشت. جمله ی آخرین حضرت خبر از تصمیم قطعی امام داد، چرا که آن بزرگوار فرمود:
ای امیر! ما اهل بیت نبوت، معدن رسالت، و محل رفت و آمد ملایکه هستیم. خداوند آفرینش را با ما آغاز کرد و به ما پایان داد. اما یزید مردی فاسق، باده گسار، قاتل ظالم و متجاهر به فسق و گناه است. کسی چون من با مثل او بیعت نمی کند. به زودی خواهید دید و خواهیم دید که کدامیک از ما به بیعت و خلافت سزاوارتریم… [۵۹] .
عباس علیه السلام امام را همراهی کرد و با سخنان حضرت و تصمیم قطعی وی، مهیای حرکت شد. حرکت از مدینه به مکه و از آنجا به…
برگرفته از کتاب سپهسالار عشق سیری در زندگی حضرت ابوالفضل علیه السلام نوشته آقای احمد لقمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *