از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت حضرت عباس (ع) – روی پیشانی او باب تشهد وا بود

روی پیشانی او باب تشهد وا بود
اَشهد اَنّ که او هم پسر زهرا بود

آب می داد عطش ناک ترین صحرا را
چشم هایش که به سمت افق اعلا بود

دست هایی که به سجّاده ی گُل حلقه زدند
بوسه گاه لب خشک پسر طاها بود

یا رب این مشک طلایی کدامین سقاست؟!
که در او کیفیت جلوه ی صد دریا بود

تیر چوبی ست که مجذوب نگاهت آمد
جذبه ی چشم اهورایی تو گیرا بود

قِسمت اعظم اشک تو پر از معرفت است
ارتفاع عَلَم دست تو دور از ما بود

دست تو همهمه ی بال ملائک را دید
بدنت کعبه ی تسبیح کبوترها بود

لب به دریا نزدی چون که خود اقیانوسی
آن که باید بزند بر تو لبش دریا بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *