از دیدگاه شعرا

شعر فخر شهیدان در مدح ام البنین

ای حرمت قبله ی حاجات ما
یاد تو تسبیح و مناجات ما
فخر شهیدان همه عالمی
دست علی ماه بنی هاشمی
ماه کجا روی دل آرای تو
سرو کجا قامت رعنای تو
[صفحه ۱۳۷]
ماه و درخشنده تر از آفتاب
مشرق تو جان و تن بوتراب
همقدم قافله سالار عشق
ساقی عشاق و علمدار عشق
سرور و سالار سپاه حسین
داد سر و دست به راه حسین
عم امام و اخ و ابن امام
حضرت عباس علیه السلام
ای علم کفر نگون ساخته
پرچم اسلام برافراخته
مکتب تو مکتب عشق و وفاست
درس الفبای تو صدق و صفاست
مکتب جانبازی و سربازی است
بی سری آنگاه سرافرازی است
شمع شد و آب شد و سوخته
روح ادب را ادب آموخته
آب فرات از ادب تست مات
موج زند اشک به چشم فرات
یاد حسین و لب عطشان او
وآن لب خشکیده طفلان او
تشنه برون آمد و از موج آب
ای جگر آب برایت کباب
ساقی کوثر پدرت مرتضی است
کار تو سقائی کرب و بلاست
مشک پر از آب حیاتت به دوش
طفل حقیقت ز کفت آب نوش
درگه والای تو در نشأتین
هست در رحمت و باب حسین
هر که به دردی به غمی شد دچار
گوید اگر یکصد و سی و سه بار
ای علم افراخته در عالمین
اکشف یا کاشف کرب الحسین
از کرم و لطف جوابش دهی
تشنه اگر آمده آبش دهی
چون نهم ماه محرم رسید
کار بدانجا که نباید کشید
از عقب خیمه ی صدر جهان
ماه فلک جاه ملک پاسبان
شمر به آواز تو را زد صدا
گفت کجایند بنو اختنا
تا برهانند ز هنگامه ات
داد نشان خط امان نامه ات
رنگ پرید از رخ زیبای تو
لرزه بیفتاد بر اعضای تو
من به امان باشم و جان جهان
از دم شمشیر و سنان بی امان
[صفحه ۱۳۸]
دست تو نگرفت امان نامه را
تا که شد از پیکر پاکت جدا
مزد تو زین سوختن و ساختن
دست سپر کردن و سر باختن
دست تو شد دست گواه خدا
خط تو شد خط امان خدا
چار امامی که تو را دیده اند
دست علم گیر تو بوسیده اند
طفل بدی مادر والاگهر
برده تو را تا ساحت قدس پدر
چشم علی چون که دو دست تو دید
بوسه زد و اشک ز چشمش چکید
با لب آغشته به زهر جفا
بوسه به دست تو زده مجتبی
دید چو در کرب و بلا روح دین
دست تو افتاده به روی زمین
خم شد و بگذاشت بر دیده اش
بوسه بزد با لب خشکیده اش
حضرت سجاد هم آن دست پاک
بوسه زد و کرد نهان زیر خاک
مطلع شعبان همایون اثر
بر ادب توست دلیلی دگر
سوم این ماه چو نور امید
شعشه صبح حسینی دمید
چارم این مه که پر از عطر و بوست
نوبت میلاد علمدار اوست
شد به هم آمیخته از مشرقین
نور ابوالفضل و جمال حسین
ای به فدای سر و جان و تنت
وین ادب آمدن و رفتنت
وقت ولادت قدمی پشت سر
وقت شهادت قدمی پیشتر
مدح تو این بس که امام زمان
حجت حق مالک ملک جهان
گفت به تو گوهر والا نژاد
جان برادر به فدای تو باد
او که به قربان برادر شود
کیست (ریاضی) که فدایت شود

برگرفته از کتاب شخصیت حضرت ابوالفضل علیه السلام نوشته آقای علی اصغر عطایی خراسانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *