از دیدگاه شعرا

شعر مدح حضرت اباالفضل – عباس نامدار

قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق
در روز حشر، رتبهی او آرزو کنند
عباس نامدار، که شاهان روزگار
از خاک کوی او، طلب آبرو کنند
سقای آب بود و لب تشنه جان سپرد!
میخواست تا که آب کوثرش اندر گلو کنند
[صفحه ۱۵۲]
دستش فتاد، داد خدا دست خود به وی
آنان که منکرند، بگو روبرو کنند
گر دست او نه دست خدایی است پس چرا
از شاه تا گدا همه رو سوی او کنند؟!
دربار او چو قبلهی ارباب حاجت است
باب الحوائجش همه جا گفتگو کنند
غلامرضا سازگار (میثم)
برگرفته از کتاب دریای تشنه، تشنه دریا (نگاهی به زندگانی علمدار کربلا) نوشته: رحیم میردری کوندی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *