معجزات و کرامات

شفای بیمار در حرم حضرت ابوالفضل

از اعتاب مقدسه، کراماتی را به خاطر دارم که نقل میکنم.
روزی در حرم کربلا نزدیک مرقد حضرت علی اکبر ((ع))، ایستاده بودم که دیدم صدای داد و فریاد میآید. توجه کردم و دیدم چند روزی است، دختر دیوانهای را به حرم باب الحوائج حضرت قمر بنیهاشم ((ع)) میبرند. محارمش (عموها و دائیها و برادرانش) اطراف درشکه را گرفته بودند و او را به حرم آن حضرت میبردند. من از آنجا به حرم حضرت سید الشهدا ((ع)) مشرف شدم. وقتی برگشتم، دیدم که حرم حضرت اباالفضل ((ع)) چراغان است.
دوستی – که اهل کربلا بود- نقل کرد: که وقتی یک عرب، بیچاره میشود، دستهایش را از عبا بیرون و عقالش را به گردن آویزان میکند؛ دو طرف چفیهاش را به دست میگیرد و به ضریح گره کور میزند و آن گاه گرهها را میکشد و با هر بار کشیدن، اسمهای حضرت عباس را صدا میزند. گاهی میگوید:
[صفحه ۴۶۵]
یا اخاه زینب! یا ابا القربه! [۲۹۰] و گاهی میگوید: ای علمدار حسین! و گاهی: سقای طفلان حسین!… پدر این دختر هم همین کار را کرد و چفیهای را که به گردن داشت، آن قدر به ضریح گره زده بود که صورتش به آن چسبیده بود؛ ولی ناگهان با یک تکان همه گرهها باز و دختر بلند شد بود و به گفته بود:
بابا! برایم زیارت حضرت اباالفضل ((ع)) بخوان
به این ترتیب، از لطف آن بزرگوار- که باب الحوائجش خواندهاند- بار دیگر حاجتمندی به خواستهاش نائل شد.
در گاه او چو قبلهی ارباب حاجت است
باب الحوائجش همه جا گفتوگو کنند.
(سید عباس ذاکر)
برگرفته از کتاب چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای علی ربانی خلخالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *