اصحاب و شاگردان

علت تهمت به عبیدالله بن عباس

دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام وقتی دیدند که فرزندان عبّاس بن عبدالمطلب علیهم السلام از نظر علم و فقاهت، فضل و کمالات، شجاعت و دلاوری و جود و
ص: ۲۳۲

۱- مروج الذهب جلد: ۳ صفحه: ۱۶۲
سخاء، سر آمد دیگر صحابه هستند و حتی آن قدر سیاستمدار، زیرک و کیس بوده اند که مورد قبول طرفین واقع شده اند و امروز علاوه بر کتب روائی شیعه تعداد زیادی از احادیث اهل سنت از طریق فرزندان عبّاس نقل شده و به ما رسیده است، نتوانستند تحمل کنند یک چنین شخصیت های فقیه و عالم و سیاستمدار و سخی و شجاع و جنگجو متعلق به شیعیان و محب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام باشند، لذا با طرح شبهه و بستن اتهام به آن بزرگواران با یک تیر چندین هدف را زدند:
۱- این که به دروغ ثابت کنند اگر بزرگانشان مکرر در مکرر به پیامبر و اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله خیانت کرده اند، محبین اهل بیت علیهم السلام نیز به پیامبر و آل پیامبر صلی الله علیه وآله خیانت کرده اند.
۲- این که چنین افراد پاک و شایسته را از شیعه جدا کنند و به خودشان نزدیک کرده و بگویند: ابن عبّاس فقیه و عالم و دلاور، تنها محب علی بن ابی طالب علیهما السلام نبوده، بلکه محب و موافق و دوست معاویه نیز بوده است.
۳- کارهای خلاف و اشتباه خود و بزرگانشان را به این وسیله توجیه کنند.
آنها نه تنها به عبیداللَّه تهمت زده و ایشان را خائن به امام حسن علیه السلام معرفی کرده اند حتی به عبداللَّه بن عبّاس نیز حمله برده و با تهمت و افتراء او را شخصی سارق که از بیت المال مسلمین دزدی کرده و از علی بن ابی طالب علیهما السلام جدا شده و روابطش با امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهما السلام تا مدت ها تیره و تار بوده، معرفی کرده اند.
حتی به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهما السلام نسبت می دهند که ایشان عبداللَّه و عبیداللَّه بن عبّاس را نفرین کرد و از خداوند خواست تا آن دو نابینا شوند تا کوری چشم شان نشانه کوری دل شان باشد، و این در حالی است که در تاریخ ثبت است که کم سوئی و یا نابینائی چشم آن بزرگواران در اثر محبت و گریه هایی است که در فراق
ص: ۲۳۳
علی بن ابی طالب و امام مجتبی و حضرت سیدالشهداء علیهم السلام کردند.
علامه شوشتری در قاموس الرجال می فرماید: این روایت از روایات موضوعه به شمار می رود، چرا که نابینا شدن عبداللَّه بن عبّاس بنابر آن چه مسعودی و دیگران گفته اند؛ به سبب شدّت ناراحتی و کثرت گریه بر رسول خدا و امیرالمؤمنین و حسنین علیهم السلام بوده است، از این رو روایت نقل شده در رجال کشی به سبب تحریف نسخه و تصحیف نسخه نویسان بوده و درست نیست.(۱)
خلاصه همه این توهین و تهمت ها به خاطر این بوده که این چنین افراد عالم و فقیه، شجاع و نترس، کیس و سیاستمدار را از شیعه جدا کرده و خیانت های بزرگان خود را در پشت این تهمت ها پنهان کنند و چنین شخصیت های بسیار مفید در عالم اسلام را از شیعیان دور و به خود نسبت دهند و متأسفانه به چه دلیل نمی دانم، اما ما شیعیان با این که هیچ کدام از این اراجیف در منابع روائی ما یافت نمی شود و اختراع و ابداع این اراجیف از طرف مخالفین بوده و در کتاب های آنها پیدا می شود، آنها را پذیرفته و قبول کرده ایم تا آنجا که امروزه متأسفانه این دو بزرگوار به خیانت مشهور شده اند.
عبیداللَّه بن عبّاس تا آخرین لحظه عمرش نسبت به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله وفادار ماند و هیچ گاه به شام نرفت و به معاویه نپیوست، وی سرانجام در سال ۵۸ هجری قمری(۲)سه سال قبل از به وقوع پیوستن واقعه جانسوز کربلاء در مدینه منوره درگذشت.
ص: ۲۳۴

۱- قاموس الرجال جلد: ۷ صفحه: ۷۰ الی ۷۱
۲- اسدالغابه جلد: ۳ صفحه: ۴۲۲
برگرفته از کتاب ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای قاسم رجبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *