خاندان

عکس العمل حاکم مکه نسبت به ورود امام حسین

حاکم مکه، عمرو بن سعید اشدق، نیز وقتی ازدحام مردم مسلمان گرد امام حسین علیه السلام و گفته های آنها مبنی بر اولویت آن حضرت به خلافت و ناشایستگی بنی امیه را مشاهده کرد، شتابان نزد امام حسین علیه السلام رفت و بسیار خشمگین خطاب به آن حضرت گفت: چرا به بیت اللَّه الحرام آمده ای؟
حضرت سیدالشهداء علیه السلام با آرامش و اعتماد به نفس خاصّی پاسخ فرمودند: عائذاً باللَّه و بهذا البیت.(۱)
یعنی: من به خدای تعالی و این خانه پناهنده شده ام.
عمرو بن سعید اشدق که اوضاع را این گونه دید فورا نامه ای به اربابش یزید نوشت و او را در جریان آمدن امام حسین علیه السلام به مکه و رفت و آمد مردم مسلمان و رجال برجسته سیاسی با ایشان و گرایش آنان به آن حضرت قرار داد و گوشزد کرد این مسأله خطری جدی برای حکومت یزید خواهد داشت.(۲)
مورخان درباره عمرو بن سعید اشدق گفته اند: کان جبّاراً من جبابره بنی اُمیّه.(۳)
یعنی: او زورگو و جبّاری از ستم کاران بنی امیّه بوده است.
ابن کثیر از احمد بن حنبل نقل می کند که ابوهریره می گوید: از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله شنیدم که فرمودند: لَیَرْعَفَنَّ علی منبری جبّار من جبابره بنی اُمیّه حتّی یسیل رعافه.(۴)
یعنی: ستمگری از ستمگران بنی امیه بر منبر من خون دماغ می شود به طوری که خون جاری می گردد.
ص: ۲۷۳
اهل سنّت، کلام پیامبر خدا صلی الله علیه وآله را بر عمرو بن سعید اَشدق منطبق می کنند، ابن کثیر می گوید: شخصی که عمرو بن سعید بن عاص را دیده بود به من گفت: او بر منبر رسول اللَّه صلی الله علیه وآله دچار خون دماغ شد.(۵)
هنگامی که یزید نامه عمرو بن سعید اشدق را خواند، به شدت از اوضاع پیش آمده در مکه احساس خطر کرد و فورا نامه ای برای ابن عبّاس نوشت و در آن نامه حضرت سیدالشهداء علیه السلام را به خاطر فعالیت هایش تهدید کرد و از ابن عبّاس خواست برای خاتمه این امر و بازداشتن امام حسین علیه السلام از مخالفت با یزید دخالت کند، متن نامه در ذیل می آوریم:
از یزید بن معاویه به عبداللَّه بن عبّاس:
اما بعد، پسر عمویت حسین و پسر زبیر خدا نشناس، از بیعت من سرباز زده، به مکه رفته اند و درصدد فتنه انگیزی برآمده و جان خود را در معرض هلاکت نهاده اند. پسر زبیر در معرض نابودی است و فردا به شمشیر کشته خواهد شد، ولی درباره حسین، دوست دارم که کار حسین را به شما گفته باشم: شنیده ام که با شماری از مردان کوفه مکاتبه دارد. آنان وی را به طمع خلافت افکنده اند و او نیز به آنها وعده فرمانروایی داده است. شما از وجود پیوند و بزرگی حرمت و حاصل رحم هایی که میان ما و شماست به خوبی آگاهید، ولی حسین این ها را گسسته و بریده است.
تو که امروز پیشوای خاندان و سرور اهل سرزمین خویش هستی، با او دیدار کن و از تلاش برای تفرقه افکنی منع نما و این امت را از افتادن در فتنه نگهدار، چنان چه از تو پذیرفت و به فرمانت گردن نهاد، نزد من امنیت و بخششی گسترده دارد و هر آن چه را پدرم برای برادرش مقرر داشته بود، برای او مقرر می کنم؛ و اگر زیادتر از آن
ص: ۲۷۴

۱- تذکره الخواص صفحه: ۲۴۸
۲- حیاه الامام الحسین علیه السلام جلد: ۲ صفحه: ۳۱۳
۳- البدایه والنهایه جلد: ۸ صفحه: ۳۱۱
۴- امتاع الاسماع بما للنبی جلد: ۱۲صفحه: ۲۷۲
۵- البدایه والنهایه جلد: ۸ صفحه: ۳۱۱
خواست، هر چه خدا به نظرت رساند برای او ضمانت کن که من ضمانت تو را اجرا می کنم و به او می پردازم و با او سخت سوگند می خورم و قول محکم می دهم که خاطرش مطمئن باشد و در همه پیشامدها بدان استناد کند. پاسخ نامه ام را هر چه سریع تر بنویس و هر نیازی داری از من بخواه، والسلام.
ابن عبّاس در پاسخ، نامه ای برای یزید نوشت و در آن یزید را به عدم تعرض به امام نصیحت کرد و توضیح داد که امام برای رهایی از قدرت محلی مدینه و عدم امنیت و آسایش توسط مأموران حکومتی برای آن حضرت به مکه هجرت کرده است. متن نامه به شرح زیر است:
اما بعد، نامه ات رسید و یاد آور شده بودی که حسین و ابن زبیر به مکه رفته اند. اما ابن زبیر مردی است که اندیشه و خواست او از ما جداست و در دلش از ما کینه پنهانی دارد و پیوسته می کوشد آتشی علیه ما روشن شود و از آن سوء استفاده کند؛ خداوند هیچ گرهی را از کار او نگشاید! درباره اش هر طور خواهی رفتار کن.
اما حسین بن علی علیهما السلام هنگامی که حرم جدش و خانه های پدرانش را رها کرد و در مکه فرود آمد، از او سبب این کار را جویا شدم، او فرمود: کارگزارانت در مدینه با او بدرفتاری کرده و سخن ناروا گفته اند؛ او نیز به حرم الهی پناه آورده است. من به زودی درباره آن چه نوشته ای با او دیدار خواهم کرد و از هیچ نصیحتی که موجب خاموشی و فرو نشستن آتش فتنه باشد و از ریخته شدن خون مردم جلوگیری شود خود داری نخواهم کرد. تو نیز در پنهان و آشکار از خدا بترس. مبادا شبی بر تو بگذرد که بخواهی برای مسلمانی غائله به پا کنی یا درباره اش ستمی روا داری و در راهش چاهی حفر کنی که چاه کن همیشه در چاه است؛ و چه آرزوهایی که به گور رفته است. تا می توانی به تلاوت قرآن و نشر سنت بپرداز، پیوسته روزه بدار و نماز به پای دار؛ مبادا لهو و باطل دنیا تو را از آنها باز دارد، چرا که هر چیزی که به جای خداوند تو را به خود مشغول
ص: ۲۷۵
سازد زیان آور و فناپذیر است و با هر چیزی که اسباب سفر آخرت را فراهم آوری سودمند و ماندگار است، والسلام.(۱)
در طول مدتی که امام حسین علیه السلام در مکه حضور داشتند نیروهای امنیتی حکومت به شدت مراقب آن حضرت بوده و تمام تحرکات و فعالیت های سیاسی ایشان را ثبت می کردند و با فرستادن جاسوس در جمع دوستداران امام حسین علیه السلام آن چه که میان ایشان و دوستانشان می گذشت را نوشته و همه را برای یزید به شام می فرستادند و او را در جریان امور قرار می دادند.
یزید که توسط عمّال و جاسوسان خویش از این جریانات باخبر می شد سخت ناراحت گشته و با مشورتی که با اطرافیان خود به عمل آورد تصمیم گرفت به هر نحوی که شده از امام حسین علیه السلام در مکه بیعت بگیرد و برای این منظور دستوراتی صادر کرد و طبق همین امر عمّال یزید در مکه فعالیت خود را شروع کردند تا شاید بتوانند به گرفتن بیعت از آن حضرت موفق شوند.
وقتی امام حسین علیه السلام از این مسأله آگاه شدند متوجه بودند که به طور حتم اقامت وجود مبارکشان در مکه و پرهیز نمودن از بیعت با یزید کار را به جاهای باریک می کشاند و ممکن است فرستادگان یزید حرمت خانه خدا را نگه ندارند و در آن حرم شریف به خونریزی دست بزنند.
برگرفته از کتاب ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای قاسم رجبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *