اخلاق و فضائل, پدر و مادر (شجره نامه)

فصاحت و بلاغت در نیاکان مادری حضرت عباس علیه السلام

فصاحت و بلاغت در نیاکان مادری حضرت عباس علیه السلام
پدران و نیاکان امّ البنین (علیهاالسلام)از این ویژگی والا نیز برخوردار بوده اند. در بین آنان لبید بن ربیعه مشهورترین است. او از معمّرین (افرادی که بسیار عمر کرده اند) بوده و ۱۴۵ یا ۱۵۷ سال عمر کرده است. ۹۰ سالش بود که اسلام ظهور کرد و در دوران خلافت معاویه بدرود زندگانی گفت.
وی با دیدن معجزه ای از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)ایمان آورد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در جنگ بئر معونه با قبیله آنان درگیر شد. ملاعب الاسنه که پیشتر سخنی در مورد شجاعت او به میان آمد دو اسب ممتاز و چند شتر را به رسم هدیه برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)فرستاد. اما پیامبر (صلی الله علیه و آله)فرمود: «به خدا قسم هدیه فردی مشرک را نخواهم پذیرفت» لبید از این سخن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تعجب کرد و گفت: «گمان نمی کردم که پیامبر (صلی الله علیه و آله)هدیه مردی را از قبیله مُضَر (اجداد لبید بن ربیعه) را رد نماید». سپس به همراه ملاعب الاسنه خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)رسید و عرض کرد: «ملاعب الاسنه از بیماریی که در ناحیه شکم دارد رنج می برد و از شما شفا می خواهد» رسول خدا (صلی الله علیه و آله)نیز کلوخی را با آب دهان آغشته ساخت و به او خورانید و بیماری او برطرف شد.
این معجزه پیامبر (صلی الله علیه و آله)شگفتی آن دو را برانگیخت و سبب مسلمان شدن آنها شد.
لبید بن ربیعه، از بزرگان جزیره العرب به شمار می آمد، او برادر خالد و عموی حزام، پدر حضرت امّ البنین (علیهاالسلام) به شمار می آید. در عصری که فن شاعری، اعجازی بی بدیل به شمار می رفت و برگزیده ترین شعرها را بر دیوار کعبه می آویختند، لبید، شاعر یکی از هفت شعر برگزیده و سرشناس عربستان بود. اگر چه او در عصر جاهلیت می زیست، اما مردی بخشنده، جوانمرد، حقیقت جو و در عین حال دلاور و شجاع بود و اندامی تنومند و ورزیده داشت.
وی هنگام تشرف به اسلام، تک بیتی سرود که در آن، خداوند را به سبب این فیض بزرگ چنین سپاس می گوید:
اَلحَمدُ لِلّهِ اِذْ لَمْ یَأْتِنِی اَجَلِی
حَتّی لَبِسْتُ مِنَ الإسلامِ سِرْبَالاً
عمر بن خطاب در روزگار خلافت خویش به مغیره بن شعبه دستور داد تا به شاعران مسلمان بنویسد یک نسخه از اشعار خود را برای درج در دیوان شاعران اسلامی به مدینه بفرستند. وقتی مغیره بن شعبه دست به کار انجام دستور شد نزد لبید بن ربیعه و اغلب راجز عجلی رفت تا اشعار آنها را دریافت کند. لبید گفت: «من هرگز شعری را که از جاهلیت رسیده در اسلام نخواهم سرود» و در پاسخ عمر سوره بقره را در کاغذی نوشت و برایش فرستاد.
اما «اغلب راجز» شعر خود را نوشت و برای عمر فرستاد. عمر که پیشتر دستور داده بود به هر شاعر هزار سکه بدهند، امر کرد ۵۰۰ سکه از بخششی که به اغلب شده کم و به لبید بیفزایند.
اغلب ناراحت شده و گفت: «آیا سزاوار است من که از دستور پیروی کرده ام ۵۰۰ سکه بگیرم و لبید که سرپیچی کرده ۱۵۰۰ سکه دریافت دارد؟» در این میان معاویه هم ۵۰۰ سکه به بخششی که به لبید شده بود افزود اما لبید هرگز این ۲۰۰۰ سکه را نپذیرفت و برای خودشان بازگرداند و تا آخر عمر عطای آنان را در قبال شاعری خود نپذیرفت تا از دنیا رفت.
او در دوران حیات همواره مورد احترام پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود و پیامبر بارها به شعر او تمسک می کرد. شهرت لبید، تنها به سخن دانی و چکامه سرایی او نیست؛ بلکه احترام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نسبت به او به خاطر تعهد این شاعر بزرگ بوده است. حضرت درباره او فرمود: «بهترین حرفی که عرب [جاهلی] زده است سخن لبید می باشد که گفته:
اَلاَ کُلُّ شَی ءٍ مَا خَلا اللّهُ بَاطِلٌ
وَ کُلُّ نَعِیمٍ لا مُحَالَهَ زَائِلٌ
«به هوش باش که هر آن چه غیر خداست باطل است و هیچ نعمتی نیست که پایدار باشد».
در مناظره ای که بین امام حسن مجتبی (علیه السلام) و عایشه درگرفت نیز امام به ابیاتی از شعر لبید تمسک کرد و چند بیتی از آن را در کلام خود آورد.
لبید در معلّقه خود (اشعاری که در عصر جاهلیت بر دیوار کعبه آویخته بود) که ۸۸ بیت است، مفاهیمی هم چون بخشندگی، مهمان نوازی، دوری از شهوت رانی و خو گرفتن به عقل مداری را می گنجاند به گونه ای که وقتی فرزدق، شاعر هم عصر امام سجاد (علیه السلام)، بیتی از آن را می شنود، از اسب خویش پیاده می شود و از شگفتی واژه های آن به سجده می افتد.
او در این قصیده بلند چنین می سراید:
ـ نعمت های این جهان مایه فریب و حسرت اند و زندگانی در این دنیا ناپایدار است؛
ـ همگان به زودی به بلایی بزرگ دچار می شوند و سرانگشتان آنان را مرگ، زرد خواهد ساخت؛
ـ هر کس به کرده های خود آگاه خواهد شد و در پیشگاه خداوند همه پرده ها بر خواهد افتاد…
این اشعار، به خوبی از سرشت و شخصیت برجسته این مدیحه سرای بزرگ، پیش از ظهور اسلام پرده برمی دارد و او را پیش از مسلمان شدن، مردی به دور از آلودگی های جاهلیت می نمایاند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *