از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

قطعه منظوم درباره فضائل، مناقب و مصائب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام – خیمه ی بی صاحب

روز عاشورا، امام عالمین سید الکونین، مولانا الحسین داد رخصت بر علمدار سپاه آب آرد در میان خیمهگاه » : امیر ایزدی همدانی
کودکان را بود بر لب گفتگو میکند سیراب مان اکنون عمو وعده بر اهل حرم داد آن جوان گفت: آرم بهرتان آب روان کرد او
[ دریا دلی، نیکو صفات بهر مشکی آب، بر شط فرات منتظر بودی، شه گردون حشم تا که باز آید وزیرش در حرم [صفحه ۳۰۱
شد روان، آن گه عزیز فاطمه نزد سقایش، به سوی علقمه تا « أخا! ادرک اخاک » : ناگهان، سقا به لحنی سوزناک این ندا دادش
کنار پیکر سقا رسید از دل بشکستهاش، آهی کشید دید آن سردار را غلطان به خون در کنار او، علم را واژگون گفت: کای امید
من! ای در پاک ساقی لب تشنهام! روحی فداک خیز و بنگر، ای مرا نور بصر دست بگرفتم زداغت بر کمر خیز و بنگر در میان
کارزار ماندهام بیمونس و بیغمگسار دیده تا بر زخمهایت دوختم از شرار غم، سراپا سوختم من، چه سان رو آورم در خیمهگاه
ای دریغا! شد امیدم ناامید بی » [ صفحه ۳۰۲ ] « بود امیدم تا مرا یاری کنی سالها بهرم علمداری کنی » نیست در پایم توان طی راه
۱۳۶ ] . بیتو راه چارهی من، شد زدست محنت ایام، بر من راه بست خیز و یارم باش، ای نور دو عین وز ] « برادر گشتم و پشتم خمید
لب خشکت بگو یک یا حسین با دم عیساییاش شاه وحید تازه روحی در تن سقا دمید لعل خشک خویش ساقی باز کرد با برادر
سوز دل را ساز کرد کای عزیز فاطمه، مولای من حالیا بشنو وصیتهای من ای برادر! ای شه ذوالإقتدار پیکرم بگذار این جا یادگار
داده بودم وعدهی آب روان در حرم، بر زمرهی لب تشنگان شرم دارم اینک از روی همه به که تنها باشمی، در علقمه چون تو گر
چه هست حیدر باب من من، غلام تو، تویی ارباب من [صفحه ۳۰۳ ] گر برادر خواندمت، ای سرورم مادرت آمد به بالای سرم با
برادر رازها ابراز کرد آن گه از خود تا خدا پرواز کرد بی وزیر خویش، شاه کم سپاه با قد خم، شد به سوی خیمهگاه چون رسید
آن خسرو صاحب کرم با چنان افسرده حالی در حرم دخترش آمد به استقبال او تا خبر گیرد ز احوال عمو گفت: ای بابا! عموی من
کجاست؟ آن امید و آرزوی من، کجاست؟ در جواب دخترش، شاه کبار دید از گفتار نآید هیچ کار لاجرم، با محنت و اندوه و درد
رو به سوی خیمهی عباس کرد تا کنار خیمهی سقا رسید شه عمود خیمه را از جا کشید یعنی، ای لب تشنگان دیده تر نیست مر این
خیمه را صاحب دگر [صفحه ۳۰۴ ] کشته شد عباس از تیغ جفا در دیار کربلای پر بلا نینوا پر شد ز آه و نالهها داغ زد مرگش، به
صفحه ۸۶ از ۹۴
. [۱۳۷] « داغ برادر مشکل است رخنهی این زخم کاری، در دل است ،« ایزدی » قلب لالهها
بر گرفته از کتاب قصه های حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته: علی اصغر همدانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *