احادیث و سخنان, اصحاب و شاگردان, حوادث، وقایع، هجرت

ملاقات زهیر بن قین با قمر بنى هاشم (ع)

ملاقات زهیر بن قین با قمر بنى هاشم (ع)

حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام روز عاشورا سوار بر اسب اطراف خیام مى گشت و نگهبانى مى کرد و مراقب بود تا دشمن جلو نیاید.در این هنگام زهیرر بن قین ، یکى از یاران با وفاى امام حسین علیه السلام ، نزد ابوالفضل العباس علیه السلام آمد و عرض کرد: در این وقت آمده ام تا تو را به یاد سخن پدرت ، على علیه السلام ، بیندازم . حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام که مى دید خیام اهل بیت علیه السلام در خطر تهدید دشمن است از اسب پیاده نشد و فرمود: مجال سخن نیست ، ولى چون نام پدرم را بردى ، نمى توانم از گفتارش بگذرم ، بگو که من سواره مى شنوم . زهیر گفت : پدرت هنگامى که مى خواست با مادرت ام البنین سلام الله علیه ازدواج کند، به برادرش عقیل فرمود: زن شجاعى از خاندان شجاع برایم پیدا کن ، زیرا مى خواهم فرزند شجاعى از او دنیا بیاید و حامى ایثارگرى فداکار براى برادرش امام حسین علیه السلام باشد.
بنابراین ، اى عباس ، پدرت ترا براى چنین روزى (عاشورا) خواسته است ، مبادا کوتاهى کنى! غیرت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام با شنیدن این سخن به جوش آمد و چنان پا در رکاب زد که تسمه رکاب قطع گردید و فرمود: اى زهیر! آیا با این گفتار مى خواهى به من جراءت بدهى ؟! سوگند به خدا، هرگز دست از برادرم برنداشته و در حمایت از حریم کوتاهى نخواهم نمود: والله لاءریتک شیئا ما راءیته قط به خدا قسم فداکارى خود را به گونه اى ابراز کنم وبه نشان دهم که هرگز نظیرش را ندیده باشى .
آنگاه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام به طرف دشمن حمله کرد، چندانکه گویى شمشیرش ، آتشى است که در نیزار افتاده است ، تا اینکه صد نفر از قهرمانان دشمن را کشت . از جمله ، بامارد بن صدیف تغلبى ، قهرمان بى بدیل دشمن ، جنگى تن به تن کرده و نیزه بلند مارد را از دست او دراورد و نیزه را تکان سختى داد و فریاد زد: اى مارد، از درگاه خدا امید دارم که با نیزه خودت ، تو را به جهنم واصل کنم . آنگاه ان نیزه را در کمر اسب مارد فرو برد، اسب مضطرب شد و مارد خود را به زمین انداخت . سپس با اینکه جمعى از دشمن به کمک مارد آمدند، عباس علیه السلام همان دم نیزه را بر گلوى مارد فرو آورد و در نتیجه ، گوش تا گوش او بریده شد و به هلاکت رسید، و در این درگیرى شدید جمعى دیگر نیز به دست حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام کشته شدند. (داستان رزم آن حضرت با مارد را، قبلا در بخش قبل ، فصل (جلوه هایى از دریاى فضیلت قمر بنى هاشم علیه السلام ، به تفصیل آوردیم ). حضرت ابوالفضل العباس ‍ علیه السلام به سوى دشمن شتافت ، انها را موعظه کرد و از عاقبت بد ترسانید، ولى نصایح آن حضرت در آن کوردلان اثر نکرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *