معجزات و کرامات

نجات آقای حاج مهدی اشعری قمی توسل به حضرت ابوالفضل

جناب حجهالاسلام والمسلمین آقای حاج سید نورالدین جزایری از مدرسین حوزهی علمیهی قم و امام جماعت محترم تکیهی یزدیها در بازار، طی یادداشتی چند کرامت را ارسال داشتهاند که ذیلا میخوانید:
۱٫ این جانب علی بانی مهجور، معمار ساکن قم، ۲۵ سال قبل به زیارت امام حسین (ع) رفتم. شب جمعه بود. پس از زیارت در حرم مطهر خوابم برد. زمانی که بیدار شدم، دیدم کیفی که مدارک و اسناد من از قبیل چک و سفته و شناسنامه در داخل آن بود به سرقت برده شده است. پس از نماز صبح به مکبر گفتم که اعلام کند. او هم به عربی و فارسی اعلام کرد، ولی نتیجهای به دست نیامد.
به حضرت امام حسین (ع) عرض ارادت کردم، اثری مشهود نشد. خادم مدرسهی آیتالله العظمی آقای بروجردی «قدس سره» را دیدم، جریان را با او در میان گذاشتم و گفتم: مشکلم را به امام حسین (ع) گفتهام؛ اما این امام خیلی مهربان است و میخواهد دزد هم آبرویش نرود! پاهایم قدرت راه رفتن را ندارد، اگر میتوانستم به حرم حضرت عباس (ع) میرفتم و به آقا شکایت میکردم. به اتفاق خادم به طرف حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) رفتیم. وقتی که نگاهم به آن گنبد ملکوتی سردار کربلا افتاد، گریهام گرفت و بدون خواندن اذن دخول وارد حرم شدم و ضریح مقدس را گرفته و عرض کردم: آقاجان، اگر دزدم پیدا نشود شکایت شما را به حضرت زهرا (س) خواهم کرد. سپس به دیوار تکیه دادم و بعدا صدایی غیبی از داخل ضریح مقدس شنیدم که با لحنی بسیار مهربان فرمود: ناراحت نباش، دزد پیدا خواهد شد، ولی مدارکت از بین رفته و پاره شده است. آنگاه به اتفاق خادم به طرف حرم مطهر حضرت امام حسین (ع) راه افتادیم، تا شاید جیببر را پیدا کنیم. پشت درب حرم مطهر قسمتی از مدارک و اسناد پاره شده را پیدا کردیم. وقتی به اسناد پاره شده نگاه میکردیم، چند کودک اطراف ما جمع شدند. از آنها پرسیدیم: شما نفهمیدید که این اسناد را چه کسی پاره کرده است؟
گفتند: آری، او شخصی به نام عبدالکریم است تقریبا در سن سی سالگی است و شغلش هم عبابافی میباشد. این اسناد را او پاره میکرد. ناچار خدمت حضرت آیتالله العظمی آقای سید محسن حکیم «قدس سره» رفتم. آقا نامهای به متصرف
[صفحه ۴۴۲]
(استاندار) کربلا نوشتند. وقتی که وی نامهی آقا را دید خیلی احترام گذاشت و حتی نامه را بوسید. بعد هم جیببرها را به سزای اعمالشان رسانید. همان طور که آقا قمر بنیهاشم حضرت عباس (ع) فرموده بود سارق پیدا شد ولی مدارک همه پاره شده بود.
برگرفته از کتابچهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته علی ربانی خلخالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *