از دیدگاه شعرا

نوحه سینه زنی حضرت ابوالفضل – مهر آتشین

دوست دارم شمع باشم، تا که خود تنها بسوزم
بر سر بالینت امشب، از غم فردا بسوزم
دوست دارم هاله باشم، تا ببوسم روی ماهت
یا شوم پروانه، از شوق تو بیپروا بسوزم
دوست دارم ماه باشم، تا سحر بیدار باشم
تا چو مشعل بر سر راهت، در این صحرا بسوزم
دوست دارم سایه باشم، تا در آغوشم بخوابی
چشم دوزم بر جمالت، زان رخ گیرا بسوزم
دوست دارم لاله باشم، بر سر راهت نشینم
تا نهی پا بر سرم، و زشوق سر تا پا بسوزم
دوست دارم خار باشم، بر رخ مهر آفرینت
از لبت آتش بگیرم، تا جهانی را بسوزم
دوست دارم خار باشم، دامن وصلت بگیرم
تا زمهر آتشینت، ای گل زهرا بسوزم
دوست دارم ژاله باشم، من به خاک پایت افتم
تا چو گل شاداب باشی و من از گرما بسوزم
دوست دارم خادمت باشم، کنم دربانیت را
دل نهم در بوته عشقت، شها یکجا بسوزم
[صفحه ۱۶۸]
دوست دارم اشک ریزم، تا مگر از اشک چشمم
تو شوی سیراب و من خود، جای آن لبها بسوزم
دوست دارم، کام عطشان تو را سیراب سازم

گر چه خود از تشنه کامی، بر لب دریا بسوزم
دوست دارم دستم افتد، تا مگر دستم بگیری
لحظهای پیشم نشینی، تا سپند آسا بسوزم
حسان
برگرفته از کتاب دریای تشنه، تشنه دریا (نگاهی به زندگانی علمدار کربلا) نوشته: رحیم میردری کوندی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *