پدر و مادر (شجره نامه)

همسر و فرزندان ام البنین

در این که آیا ام البنین علیهاالسلام همسر دوم یا سوم حضرت علی علیه السلام بوده است، مورخین با هم اختلاف نظر دارند. گروهی برآنند که حضرت با ام البنین علیهاالسلام دختر حزام عامریه، بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام ازدواج نمود. دستهای دیگر میگویند ازدواج حضرت علی علیه السلام با ام البنین علیهاالسلام بعد از ازدواج آن حضرت با امامه بوده است. اما در هر حال چیزی که مسلم است و همه مورخین به آن اذعان دارند این است که حضرت علی علیه السلام مادامی که حضرت صدیقه کبری فاطمه زهراء علیهاالسلام زنده بوده است هیچ همسری را انتخاب نکرده است و
[صفحه ۲۳]
حضرت زهراء علیهاالسلام در زمان حیات خود همسر منحصر به فرد و بینظیر حضرت علی علیه السلام بوده است.
ام البنین علیهاالسلام از حضرت علی علیه السلام دارای چهار پسر شجاع و نامدار به نامهای عباس، عبدالله، جعفر و عثمان گردید که سرور همهی آنان حضرت عباس علیه السلام میباشد.
این بانوی کریمه و شریفه، بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام مدتی طولانی زنده بود و با کسی نیز ازدواج نکرد؛ همچنان که همسران دیگر حضرت علیه السلام مثل امامه و اسماء بنت عمیس و لیلی نهشلیه چنین نمودند و این چهار زن آزاده و این شیرزنان تاریخ، کمال وفاداری را در حق امام و شوهر و سرور خویش حضرت علی علیه السلام به جا آوردند. و این در حالی بود که همه و یا حداقل بعضی از این زنان بزرگوار خواستگاران مشهور و معروفی نیز داشتند.
فرزندان ام البنین علیهاالسلام همگی در زمین کربلا شهید شدند و نسل ام البنین علیهاالسلام از طریق عبیدالله بن قمر بنیهاشم یعنی پسر حضرت عباس علیه السلام بسیار میباشند.
یکی دیگر از چشمههای وفاداری حضرت ام البنین علیهاالسلام این است که وقتی بشیر به فرمان امام سجاد علیه السلام وارد مدینه شد تا مردم را از ماجرای کربلا و بازگشت اسرای آل الله باخبر سازد، در راه ام البنین علیهاالسلام او را دید و فرمود: ای بشیر، از امام حسین علیه السلام چه خبر داری؟ بشیر گفت: ای ام البنین! خدای تعالی تو را صبر دهد که پهلوان تو عباس علمدار علیه السلام کشته گردید. ام البنین علیهاالسلام فرمود: از حسین علیه السلام برایم بگو.
[صفحه ۲۴]
در اینجا بشیر خبر قتل فرزندان دیگرش را به او داد، اما ام البنین علیهاالسلام باز پیاپی از امام حسین علیه السلام خبر میگرفت و فرمود: فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد! و چون بشیر خبر قتل آن حضرت را نیز به او داد صیحهای کشید و گفت: ای بشیر، رگ قلبم را پاره کردی! و صدا به ناله و شیون و آه و فغان بلند نمود.
علامه سماوی در ابصار العین مینویسد: ام البنین علیهاالسلام همه روز، به قبرستان بقیع میرفت و مرثیه میخواند و گریه میکرد، به نحوی که مروان با آن قساوت قلب از ناله و گریه ام البنین علیهاالسلام به گریه میافتاد. همچنین در تاریخ آمده است که وقتی زنها میخواستند به او تسلیت بگویند و وی را ام البنین خطاب میکردند، وی ابیات و اشعاری را زمزمه میکرد که مضمون و ترجمه آن چنین است «ای زنان مدینه، دیگر مرا ام البنین علیهاالسلام نخوانید و دیگر مرا مادر شیران شکاری ندانید. مرا فرزندانی بود که به خاطر وجود آنها به من ام البنین علیهاالسلام میگفتند. ولی اکنون دیگر برای من فرزندی باقی نمانده است و همه را از دست دادهام. آری، من چهار باز شکاری داشتم که آنها را هدف تیر قرار دادند و رگ گردن آنها را قطع نمودند و دشمنان با نیزههای خود ابدان طیبه آنها را از هم متلاشی کردند و در حالی روز را به پایان بردند که همهی آنها با جسد چاک چاک و پاره پاره بر روی خاک افتاده بودند. ای کاش میدانستم آیا این خبر درست است که دستهای فرزندم عباس قمر بنیهاشم علیه السلام را از تن جدا کردند؟ آه به من خبر دادهاند که بر سر فرزندم عمود آهنین زدند در حالی که دست در بدن نداشته است! اگر
[صفحه ۲۵]
فرزندم عباس دست در بدن داشت، کدام کس را جرأت بود که به وی نزدیک شود…؟!
وقتی حضرت ام البنین علیهاالسلام با آن همه درد و رنج و غم و اندوه و بعد از سالها تحمل مصیبت از دار دنیا رفت وی را در قبرستان بقیع در مدینه طیبه به خاک سپردند. در بعضی از کتب تاریخی آمده است که ام البنین علیهاالسلام در سیزدهم جمادیالثانی و در سال شصت و چهار هجری قمری یعنی سه سال پس از جریان جانسوز عاشورا وفات کرد.
هم اکنون گنبد و بارگاه ام البنین علیهاالسلام به دست وهابیان تخریب شده است!!! و فقط آثاری از قبر و سنگ قبر وی باقی مانده است.
[صفحه ۲۹]
برگرفته از کتاب دریای تشنه، تشنه دریا (نگاهی به زندگانی علمدار کربلا) نوشته: رحیم میردری کوندی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *