اصحاب و شاگردان

وفاداری اصحاب امام حسین از زبان حضرت زینب

حضرت زینب کبری علیها السلام نقل می فرماید: شب عاشورا از خیمه خود خارج شدم تا به خیمه برادرم امام حسین علیه السلام رفته و جویای احوال ایشان بشوم، وقتی به خیمه
ص: ۳۴۰

۱- حیاه الامام الحسین جلد: ۳ صفحه: ۱۶۸ الی ۱۶۹
۲- مجالس عاشورا صفحه: ۲۵۰
۳- حیاه الامام الحسین جلد: ۳ صفحه: ۱۶۸ الی ۱۶۹
۴- نفس المهموم صفحه: ۱۱۶ الی ۱۱۷
ایشان رسیدم متوجه شدم آن حضرت در خیمه خویش تنها و مشغول مناجات است و قرآن تلاوت می کند.
با خود فکر کردم در چنین شبی سزاوار نیست برادرم حسین بن علی علیهما السلام در خیمه تنها بماند، به دنبال این فکر به سوی خیمه برادران و پسر عموهایم روانه شدم تا آنان را بابت این عمل و تنها گذاشتن امام حسین علیه السلام سرزنش کنم.
نزدیک خیمه برادرم اباالفضل العبّاس علیه السلام صدای همهمه و فریادی به گوشم رسید، نزد آن خیمه رفته و گوش دادم، دیدم پسر عموها و برادر زادگانم گرد هم حلقه زده اند و حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام در وسط آنان قرار دارد، ایشان مانند شیر نیم خیز بر روی دو پا نشسته و شروع به سخنرانی نموده است، نخست خطبه ای ایراد فرمود، که مانندش را جز از برادرم حسین علیه السلام از کس دیگری نشنیده بودم، پس از حمد و ثنای خداوند و درود بر پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله برادر زاده ها و عمو زاده ها و برادران خویش را مخاطب قرار داده و فرمود:
یا اخوتی و یا بنی اخوتی و بنی عمومتی اذا کان الصباح فما تقولون؟
یعنی: ای برادران و برادر زادگان و عمو زادگان صبح که شد چه تصمیمی دارید؟
گفتند: اختیار به دست توست و ما از گفته خود تجاوز نمی نماییم.
سپس حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام فرمودند: ان هؤلاء، أعنی الأصحاب قوم غرباء، و الحمل الثقیل لا یقوم الا باهله فاذا کان الصباح فاول من یبرز الی القتال أنتم نحن نقدمهم للموت لئلا یقول الناس قدموا أصحابهم فلما قتلوا عالجوا الموت بأسیافهم ساعه بعد ساعه.
یعنی: بدانید که اصحاب برادرم نسبت به ما که بنی هاشم هستیم غریبه بوده، و بار سنگین مرد همیشه بر دوش اهل خود قرار دارد، و جز صاحب بار، کسی بار حمل
ص: ۳۴۱
نمی نماید، صبح که شد شما پیش از آنان به جنگ بروید، ما پیش از آنها از شهادت استقبال می کنیم تا مردم نگویند یارانشان را به کام مرگ فرستادند بعد خود اقدام نمودند تا ساعتی مرگ خود را به تأخیر اندازند،(۱) یا بگویند مرگ را با ضربت شمشیر دیگران از خود دفع می کردند.
حضرت زینب کبری علیها السلام می فرمایند: وقتی سخن برادرم حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام به اینجا رسید جوانان بنی هاشم شمشیرهای خود را از نیام کشیده و فریاد زدند: نحن علی ما أنت علیه.
یعنی: ای عبّاس! همگی ما همان راهی را می رویم که تو می روی و بر آن اعتقادی هستیم که تو به آن اعتقاد داری، البته که چنین خواهیم کرد و ما در فرمان تو خواهیم بود.(۲)
حضرت زینب کبری علیها السلام می فرماید: من با دیدن جمعیت آنان و شدت عزم و اراده و شجاعت شان، قلبم آرام شد و شاد گشتم، ولی بغض گلویم را گرفته بود، به سمت خیمه برادرم امام حسین علیه السلام رفتم تا ماجرای گفتگوی حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام با بنی هاشم را، به آن حضرت گزارش دهم، بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر بود، در مسیر راه همهمه و سر و صدایی دیگر از خیمه حبیب بن مظاهر شنیدم، به طرف آن رفته و در پشت خیمه ایستادم و به داخلش نگاه کردم، دیدم اصحاب همانند بنی هاشم، در محضر حبیب بن مظاهر اجتماع کرده اند، و حبیب خطاب به آنها چنین می گوید:
ای یاران من! برای چه به اینجا آمده اید؟ دررود خدا بر شما، موضوع را به طور
ص: ۳۴۲

۱- لیله عاشوراء صفحه: ۵۰
۲- معالی السبطین جلد: ۱ صفحه: ۳۴۰
صریح و روشن بگویید.
اصحاب عرض کردند: ما به اینجا آمده ایم تا فرزند غریب حضرت فاطمه زهراء علیها السلام را یاری و حمایت کنیم.
حبیب بن مظاهر فرمود: چرا بعضی از شما همسران خود را طلاق داده اید؟
آنها عرض کردند: به همین جهت که فدای امام حسین علیه السلام شویم و آنها آزاد باشند.
حبیب بن مظاهر فرمود: وقتی صبح فردا فرا رسید، تصمیم شما در مورد جنگ چیست؟
اصحاب عرض کردند: رأی و تصمیم ما، رأی و تصمیم شما است، و ما از دستورتان سرپیچی نمی کنیم و گوش به فرمان شما هستیم.
حبیب بن مظاهر فرمود: بنابراین، فردا نخستین کسانی که به میدان جنگ می روند، شما هستید، ما باید در جنگ، قبل از بنی هاشم به میدان برویم، مبادا تا نبض رگ های یکی از ما می زند، یک نفر از بنی هاشم، به خون خود تپیده شود، تا مبادا مردم بگویند: این ها بزرگان و سروران خود را برای جنگ به میدان فرستادند، و از فدا کردن جان خود برای آنها، دریغ نمودند.
یاران تا این سخن را از حبیب بن مظاهر شنیدند، شمشیرهایشان را از نیام بیرون کشیده، و در برابر حبیب، بلند کردند و یک صدا فریاد زدند: نحن علی ما انت علیه.
یعنی: ما گوش به فرمان تو هستیم، هرچه تو بگویی اطاعت می کنیم.(۱)
حضرت زینب کبری علیها السلام می فرماید: از قاطعیت و تصمیم استوار اصحاب نیز خشنود شدم، با بغض گلو و اشک ریزان به سوی برادرم امام حسین علیه السلام حرکت کرده،
ص: ۳۴۳

۱- معالی السبطین جلد: ۱ صفحه: ۳۴۷
به محضرشان رسیدم، خاطرم آرام گرفت در حالی که خنده بر لب داشتم، امام حسین علیه السلام به من فرمودند: خواهر جان!
عرض کردم: لبیک برادرم.
فرمودند: از آن هنگام که از مدینه بیرون آمدیم و تا به اینجا رسیدیم، تو را ندیدم که خنده بر لب داشته باشی، علت لبخندت چیست؟
عرض کردم: به خاطر آنچه که از عبّاس علیه السلام و بنی هاشم، و حبیب بن مظاهر و اصحاب، مشاهده کردم، خوشنود شدم.
امام حسین علیه السلام فرمود: ای خواهر! بدان که این ها در عالم ذر اصحاب و همراه من بوده اند، جدم رسول خدا صلی الله علیه وآله مرا به وجود چنین یارانی خبر داده است.(۱)
برگرفته از کتاب ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای قاسم رجبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *