اصحاب و شاگردان

وفاداری اصحاب امام حسین شب عاشورا

وقتی خطبه حضرت به اتمام رسید، و رفتنی ها رفتند، برادران و فرزندان و برادر زادگان آن حضرت و دو فرزند عبداللَّه بن جعفر عرض کردند:
لم نفعل ذلک؟ لنبقی بعدک؟ لا أرانا اللَّه ذلک أبدا.
یعنی: برای چه این کار را بکنیم؟ برای این که بعد از تو بمانیم، هرگز خداوند چنین چیزی را به ما نشان ندهد.
در این هنگام حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام در حالی که از شدت غیرت و محبت
ص: ۳۳۷

۱- مجالس عاشورا صفحه: ۲۴۹ الی ۲۵۰
۲- نفس المهموم صفحه: ۲۰۵
۳- معالی السبطین صفحه: ۲۰۹
به خود می لرزید و رنگ رخسارش بر افروخته شده بود اظهار داشت:
پناه به خدا و ماه حرام که ما شما را تنها بگذاریم، اگر چنین نماییم به مردم چه بگوییم؟ به مردم بگوییم: آقا و پناهگاه مان را تنها گذاشتیم که آماج تیرها گشته و در معرض نیزه ها قرار گیرد و درندگان او را بدرند، و ما به خاطر علاقه به دنیا فرار کردیم؟!
پناه به خدا! ما چنین نخواهیم کرد، بلکه در کنار تو زنده می مانیم و با تو می میریم.
حضرت علی اکبر علیه السلام و فرزندان عقیل نیز عرایضی به همین مضامین خطاب به امام حسین علیه السلام عرض کردند.
امام حسین علیه السلام رو به فرزندان عقیل نموده و فرمودند: شهادت مسلم شما را بس است بروید، من به شما اجازه رفتن دادم، در این هنگام حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام و همه خاندان امام علیه السلام عرض کردند:
یابن رسول اللَّه فما یقول الناس لنا و ماذا نقول لهم؟ نقول لهم: انا ترکنا شیخنا و کبیرنا و ابن بنت نبینا لم نرم معه بسهم و لم نطعن معه برمح و لم نضرب بسیف. لا واللَّه یابن رسول اللَّه لا نفارقک ابدا و لکن نقیک بانفسنا حتی نقتل بین یدیک و نرد موردک فقبح اللَّه العیش بعدک.
یعنی: ای پسر پیغمبر پس مردم به ما چه می گویند؟ و ما به مردم چه بگوئیم؟
بگوئیم: رئیس و بزرگ و پسر پیغمبر خودمان را رها کردیم و در رکابش نه تیری رها نمودیم و نه نیزه ای بکار بردیم و نه شمشیری زدیم؟
نه! به خدا قسم ای پسر پیغمبر هرگز از تو جدا نخواهیم شد، بلکه با جان و دل نگهدار تو خواهیم بود تا آن که در برابر تو کشته شویم و به سرنوشت شما دچار گردیم خدا زندگی بعد از تو را زشت گرداند.
حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام عرض کرد: خداوند آن روز را نیاورد که ما دچار
ص: ۳۳۸
چنین کاری گردیم، بر فرض محال چنین امری پیش آمد و شما را رها کرده و زنده به مدینه بازگردیم در جواب مردم چه بگوئیم!؟
بگوئیم مولا و سرور، پدر، برادر و عموی خود را که از شریف ترین افراد عالم بود تک و تنها گذاشتیم.
هیهات، هیهات به ذات خدا سوگند، نه تنها تا آخرین قطره خون در کنار تو خواهیم جنگید، بلکه فرزندان و برادران خود را در راه تو فدا خواهیم کرد و با دشمنان تو که در واقع دشمنان اسلام و انسانیت و شرف هستند مبارزه خواهیم نمود تا با روی سفید در محضر خدای تعالی حاضر شویم، بعد از تو، ای حسین، زندگی برای ما جز سیاهی و تباهی چیز دیگری در بر نخواهد داشت.
هنوز سخنان حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام به پایان نرسیده بود که مسلم بن عوسجه اسدی به نمایندگی از طرف صحابه از جای خود بلند شد و عرض کرد: ای پسر فاطمه، ما چگونه می توانیم تو را رها کنیم و اگر این کار را کردیم عذر ما در مقابل خدای تعالی چه خواهد بود؟ به خداوندی خدا سوگند تا زنده ایم از تو فاصله نخواهیم گرفت تا این که نیزه خود را در سینه دشمنان شما فرو کنیم و با شمشیر بر آنها بتازیم و اگر فاقد اسلحه شدیم حتی با سنگ، آری با سنگ، پیکار می کنیم تا جان خود را فدای شما نمائیم.
یکی دیگر از اصحاب امام حسین به نام سعید بن عبداللَّه حنفی خطاب به امام حسین علیه السلام چنین عرض کرد: به خدا قسم! تو را تنها نخواهیم گذاشت تا خداوند بداند در غیبت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله حق او را در باب تو رعایت کرده ایم، هان! به خدا قسم! اگر بدانم هفتاد مرتبه در راهت کشته می شوم، مرا بسوزانند و خاکسترم را به باد دهند، باز تو را رها نخواهم کرد تا آن که مجددا در راه تو بمیرم. حال چرا این کار را نکنم که یک شهادت بیشتر نیست و پس از آن کرامتی پایان ناپذیر و همیشگی است.
ص: ۳۳۹
زهیر بن قین نیز با سخنانی همچون دیگر اصحاب با وفا، وفاداری و تعهد خود را با امام حسین علیه السلام چنین اعلام کرد: به خدا قسم! آرزو داشتم هزار بار در راهت کشته و سوزانده و پراکنده شوم تا آن که خداوند به این وسیله، مرگ را از تو و جوانمردان اهل بیت، دور کند.((۱)
دیگر اصحاب با وفای امام حسین علیه السلام نیز خشنودی و رضایت خود را از شهادت در راه آن حضرت اعلام کردند، بعد از این گفتگوها حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه کردند و دیگران نیز گریستند، حضرت برای آنان پاداش نیکو درخواست نموده و تأکید کردند که آنان در فردوس برین و کنار پیامبران و صدیقین از نعمات جاوید، برخوردار خواهند بود،(۲) پس از آن، اصحاب همه یک صدا عرض کردند: ستایش خدایی که ما را به یاری تو کرامت و به شهادت با تو شرافت بخشید، یابن رسول اللَّه! آیا نمی خواهی ما نیز هم درجه شما باشیم؟(۳)
در این هنگام امام حسین علیه السلام برای آنها دعا کرده، و به آنها فرمود: سرهای خود را بلند کنید، آنها نیز چنین کردند، امام حسین علیه السلام جایگاه هر کدام شان را در بهشت به آنها نشان داده و می فرمود: فلانی! این جایگاه مال تو، و آن جایگاه مال فلان کس است و… .(۴)
برگرفته از کتاب ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای قاسم رجبیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *