معجزات و کرامات

چنار خونبار زرآباد

قال مولانا صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف:
… لابکین علیک بدل الدموع دما… [۳۸۰] .
بیتردید واقعهی جانسوز کربلا و شهادت مظلومانهی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران بیبدیلش از عمدهترین نقاط عطف در تاریخ بشریت میباشد که تاثیرات شگرفی بر فرهنگها و مکاتب گذاشته و نیز واکنشهایی به صورت تعابیر و تفاسیر متفاوت در پی داشته است.
فرهنگ عاشورا جلوهای است از امامت منتخب خدا، در تقابل با خلافت شورایی. این شورا فعالیت سری خود را در زمان حیات حضرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آغاز کرد و پس از ایشان به وضوح وارد صحنه سیاست شد. آتش زدن بیت وحی و شهادت حضرات صدیقهی کبری (س) و محسن بن علی (ع) نمونهای از ظلم این
[صفحه ۶۷۵]
شورا و سندی است بر مظلومیت اهل البیت (ع).
شهادت امام حسین (ع) در سال ۶۱ هجری از کفر منافقینی که تحت عنوان اسلام، جایگاه بلافصل پیامبر الله صلی الله علیه و آله حضرت امیرمومنان علی (ع) را غصب کرده بودند، پرده برداشت. به نحوی که یزید به عنوان خلیفه الرسول و در حال مستی، در مجمع عمومی سفرای خارجی، به ذکر ماهیت خود پرداخت:
لعبت هاشم بالملک فلا
خبر جاء و لا وحی نزل
و ثابت کرد که خلفای غاصب نه به نزول وحی ایمان دارند و نه به نبوت خاتم الانبیاء، بلکه آن حضرت را سیاستمداری طالب حکومت میدانند.
این در حالی است که حجج الله در ازای هدایت به امر، طبق نص قرآن اجری از مردم درخواست ننموده و بحث هدایت «عهدی» است که حجت خدا با خدا در روز ازل بسته است، چنانچه امام حسین (ع) در واپسین لحظات بدان اشاره فرمود:
اللهم انی وفیت بعهدی فاوف بعهدک.
و خداوند نیز در ازای شهادت آن حضرت، عهد کرد، دین جدش حضرت محمد صلی الله علیه و آله و قرآن مجید و راه علی (ع) و فاطمه (س) را تا روز قیامت حفظ نماید و در قیامت هم گنهکاران امت و عزادارانش را شفاعت نماید.
معصومین (ع) دارای ولایت تکوینی و تشریعی در هدایت هستند. به این معنا که خداوند در وجودشان قدرتی را مقرر فرموده است که میتوانند در کنه و ذات اشیاء، جمادات و جمیع ما خلق الله موثر بوده و هر آنچه را که قابلیت هدایت داشته باشد. و همانگونه که آنها در موجودات موثرند، خلایق نیز در مصیبتهای وارده بر ایشان عزادار و منکسر میگردند؛ از آن جایی که مصیبت وارده بر امام حسین (ع) هم از اعظم مصائب است. «لا یوم کیومک یا اباعبدالله»
[صفحه ۶۷۶]
تالمات ویژهای در موجودات داشته است. که روایات دال بر این موضوع، در کتب شیعه مرقوم است.
یکی از بارزترین جلوههای تجلی انکسار نباتات در عزای حضرت سیدالشهداء (ع) درخت چناری است در «زرآباد» قزوین. این درخت کهنسال در جوار امامزاده واجب التعظیم، حضرت علیاصغر بن الامام موسی بن جعفر (ع) میباشد که سالیان متمادی است در سحرگاه روز عاشورا از آن خون جاری میشود.
شهرت این درخت خونین در دوران پادشاهی سلطان حسین صفوی به حدی رسید که از آن زمان افراد متعددی جهت تحقق و تفحص در صحت و سقم آن به منطقهی مذکور آمدند و مشروح مشاهدات خود را در کتب خویش گرد آوردند.
از جمله ایشان میتوان به:
رسالهی چنار خونبار (میرزا قوامالدین محمد بن مهدی حسینی سیفی قزوینی).
مخزن البکاء (ملا محمد صالح برغانی).
کتاب کرامات (سید موسی زرآبادی).
مقتل سفینه النجاه (ابن علی شیرازی).
اسرار الشهاده (فاضل دربندی).
نفایس الاخبار (واعظ اصفهانی).
رساله چنار خونبار (میررضا کامل حسینی قزوینی).
منتخب التواریخ (محمد هاشم خراسانی).
بیان الفرقان (شیخ مجتبی قزوینی).
[صفحه ۶۷۷]
مستدرک سفینه البحار (نمازی شاهرودی).
طوفان البکاء (جوهری).
اشک روان بر امیر کاروان (آیتالله شوشتری).
ایضاح الحجه (آیتالله مظفری).
داستانهای شگفتانگیز (آیتالله دستغیب).
اشک خونین (سید محمود بحرالعلوم میردامادی) و…
لازم به ذکر است که مرحوم حضرت آیتالعظمی مرعشی نجفی نیز در حاشیهی «عروه الوثقی» بدان اشاره فرمودهاند.
«فاسئل الله ان یرزقنی طلب ثارکم مع امام مهدی ظاهر ناطق بالحق منکم…»
سرانجام آفتاب هدایت، شب تاریک غصب حقوق حقه حضرات معصومین (ع) را درهم خواهد شکست… از حضرت معبود خواستاریم که عنایت فرماید تا در رکاب مهدی فاطمه (س) به حق خواهی شما برخیزیم.
برای به تصویر کشیدن این رویداد پررمز و راز بارها و بارها به «زرآباد» سفر کردم. اما درخت چنار فقط سالی یک بار به حکم پروردگار در سحرگاه تاریخی روز عاشورا خون چکان میشود و داغ دوستداران و عاشقان سالار شهیدان را تازه میکند.
و هستند عدهی کثیری که از وجود این درخت مبارک در جایی نزدیک به پایتخت ایران بیاطلاعند. شواهد و قرائن حاکی از آن است که چنار خونبار «زرآباد» هنوز و هم چنان در هالهای از راز و رمز، یکه و تنها در شمال شهر قزوین در روستای دور رها شده است، تا در عاشورایی دیگر عاشقان و دوستداران سالار شهیدان به دیدار و زیارتش بیایند و اشکی به تامل و تاسف و حسرت در کنار این درخت بیفشانند.
[صفحه ۶۷۸]
برای چاپ این مجموعه تاریخی و فرهنگی از همراهی و مساعدت مسئولان اداری و فرهنگی استان قزوین، سازمان میراث فرهنگی، اداره کل اوقاف و امور خیریه و… بهرهمند بودهام، تا یادگار ماندگاری که به همت این عزیزان فراهم شده برای همیشه در ذهن و حافظهی تاریخ دینی و فرهنگی ایران به ویژه شهر قزوین جاودانه و پایدار بماند.
ضمن آرزوی توفیق برای همهی عزیزانی که در تهیه و چاپ این مجموعه، حقیر را یاری دادهاند در انتظار مدارک مستند و اطلاعات بیشتری در این زمینه هستم.
مجید نوراله پور
برگرفته از کتاب چهره درخشان حضرت ابوالفضل نوشته: آقای علی ربانی خلخالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *