معجزات و کرامات

کرامات امام رضا شفای دختر سرطانی

اینجا روزی نیست که برای ما خاطره نداشته باشد . دختر ۶-۷ ساله ای با پدر و
مادرش از شمال کشور به اینجا آمده بودند . گویا دختر سرطان داشت . او در خواب دیده بود که کسی او را به مشهد و حرم وعده داده بود . صبح که از خواب بیدار می شود به مادرش می گوید مرا به مشهد ببرید . وقتی به اینجا می آیند مادرش طنابی را به گردن او می اندازد و سر دیگر آن را به پنجر ه فولاد . دختر کوچک که پدر و مادرش را چنین دردمند می بیند گریه می کند و می گوید یعنی من خوب می شوم و سپس از فرط گریه به خواب می رود نیمه های شب از خواب بیدار می شود و می بیند که آن سر طنابش که به پنجره بود باز شده و از روی پنجره به زمین می افتد ، فریاد می کشد اطرافیان و رهگذران متوجه می شوند ، خودش داد می زند من خوب شدم ! من خوب شدم ! انبوه جمعیت به طرف او هجوم می آوردند . و روی دست او را به این طرف و آن طرف می برند .
برگرفته از کتاب دانستنی های امام رضا علیه السلام دانستنی های رضوی۲

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *