معجزات و کرامات

کرامات حضرت ابوالفضل و شیخ اشرف کاشانی

خطیب گرانقدر و دانشمند محترم حجهالاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ اشرف کاشانی دامتبرکاته که قبلا نیز از ایشان کراماتی نقل شده است، یکی از مشاهدات خودشان را چنین بیان میکنند:
۱۷٫ دیگر از مشاهدات حقیر دربارهی کرامات حضرت ابوالفضل العباس (ع) باز مربوط به همان دوران ۸ سالگی است. آن زمان من به مکتب میرفتم و مقارن با دورانی بود که پهلوی لعین دستور داده بود که اول محرم، مراسم
[صفحه ۶۳۹]
سینهزنی و مجلس روضهخوانی موقوف باشد. به طوری که از طرف شهربانی به مدرسهها دستور داده شده بود که اگر شاگرد مدرسهای در کوچه به ذکر نوحهخوانی دیده شود، پدرش را جلب کنند. اما بچهها گوش ندادند و روز ۹ محرمالحرام، که در کاشان روز عباس علی است، بچهها شروع به نوحهخوانی کردند. یادم میآید این بیت را میخواندند:
عباس، از کف بریز آب روان را
عباس، بشنو فغان کودکان را
یکمرتبه سر و کلهی عباسخان پلیس پیدا شد. او سرپاسبان بود و قد بلندی داشت که همهی مردم از او میترسیدند. با آمدن وی بچهها فرار کردند. در این میان او یک بچه را گرفت و جلوی مادرش به صورت او سیلی زد. مادر بچه گفت: بچه را زدی، حضرت ابوالفضل العباس (ع) به دستت بزند!
عباسخان همان شب برای گرفتن سارق میرود. سارق مسلح بوده و به وی شلیک میکند. فشنگ به دست عباسخان میخورد و آن را شدیدا مجروح میگرداند. فردا مردم کاشان دیدند عباس یک دست ندارد!
بر گرفته از کتاب چهره درخشان قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام نوشته آقای علی ربانی خلخالی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *